تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٨ - سوره المائدة(٥) آيات ٩٠ تا ٩٩
پسر رضا عليه السّلام مسئله بپرسى كه او خجل شود و او را مال بسيار دادند تا ابو جعفر عليه السّلام را ملزم سازد پس روزى تعيين كردند و مأمون بفرمود تا براى امام محمد تقى عليه السّلام كرسى وضع كردند و از براى يحيى اكثم كرسى و هر دو را بر آن كرسيها نشاندند و آن حضرت در آن وقت نه ساله بود و مردمان هر يك بجاى خود قرار گرفتند يحيى اكثم مأمون را گفت رخصت باشد تا مسئله از ابى جعفر عليه السّلام بپرسم گفت بپرس پس روى بامام كرد و گفت جعلت فداك دستورى هست كه از تو مسئله بپرسم فرمود هر چه ميخواهى بپرس گفت چه مىفرمايى در حق محرمى كه صيد را بكشد ابو جعفر عليه السّلام فرمود كه اين صيد را در حال بكشد يا در حرم عالم باشد يا جاهل بنده باشد يا آزاد بزرك باشد يا كوچك مبدى يا معيد مصر يا پشيمان محرم بحج بود يا به عمره و آن صيد از ذوات الطير بود يا وحوش از صغار يا از كبار بشب بود يا بروز يحيى چون اين بشنيد متحير شد و كلامش مضطرب شد و عجز و اضطراب بر او ظاهر شد هم چنان كه همه اهل مجلس بدانستند مأمون حضار مجلس را گفت دانستيد كه راى من صواب بود در آنچه گفتم پس روى به امام كرد و گفت دختر مرا ميخواهى فرمود آرى گفت من ترا بدامادى خود پسنديدم و اگر چه قوم كاره اينند ابو جعفر (ع) خطبه نكاح را آغاز كرد به اين وجه كه
الحمد للَّه اقرارا بنعمته و لا اله الا اللَّه اخلاصا لوحدانيته و صلّى اللَّه على محمد سيد بريته و الاوصياء من عترته اماما اما بعد فقد كان من فضل اللَّه على الانام ان اغناهم بالحلال عن الحرام فقال اللَّه سبحانه وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ الى قوله وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
پس فرمود كه من محمد بن على بن موسى عليه السّلامام مى خواهم كه ام الفضل بنت عبد اللَّه المأمون را بنكاح خود درآورم بر مهر جدهام فاطمه زهرا عليها سلام و آن پانصد درهم سيم سره است مأمون گفت دادم دختر خود را بتو بصداقى كه مذكور شد پس حضرت فرمود كه بخواستم و راضى شدم پس مأمون گفت تا همه بر موضع خود بنشستند و غاليه را حاضر كردند و حضار مجلس را مطيب گردانيدند و عوام نيز از آن محظوظ ساختند پس امر كرد تا نزد هر دو كس خوانى گذاردند و بعد از طعام هر يك را خلعت داد و بعد از آن گفت يا بن رسول اللَّه التماس دارم كه احكام و تفصيل اينمسئله را بيان كنى تا از آن مستفيد شويم امام عليه السّلام فرمود كه چون محرم صيدى بكند در حال از ذوات الطير و از مرغان بزرك بر او گوسفندى بود و اگر در حرم بود بر او جزاء قيمت باشد و اگر حمار وحشى بود بر او گاوى و اگر شتر مرغ بود بر او شترى بود و اگر آهو بود بر او گوسفندى لازم شود و در حرم جزا و قيمت هر دو واجب گردد و اگر احرام بحج بود بر او گاوى بود و اگر در عمره بود در مكه بكشد و جزاى صيد بر جاهل و عالم واجب و لازم بود خواه بشب و خواه بروز و اگر بعمد بود با وجود جزا كفاره بر او واجب بود و اگر بنده بود بر مولاى او لازم گردد و اگر كوچك بود بر او كفاره