تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٤ - سوره المائدة(٥) آيات ٩٠ تا ٩٩
اللَّه) وَ اللَّهُ عَزِيزٌ و خداى غالب است در حكم خود ذُو انْتِقامٍ خداوند انتقام از كسى كه اصرار ميكند در معصيت بقدر استحقاق در كنز العرفان آورده كه در اينمقام احكام متعدد است اول آنكه اختلافست در صيد منهى در حالت احرام و در حرم نزد بعضى هر صيدى است كه مأكول اللحم باشد و اينقول شافعى است و احتجاج او بر اين آن است كه آن غالبست در عرف و مؤيد اين است
قوله عليه السلام خمس يقتلن فى الحل و الحرام الحداة و الغراب و العقرب و الفارة و الكلب العقور
و در روايتى بدل عقرب حيه واقع شده و در اين تنبيه است بر جواز قتل هر موذى و ابو حنيفه گفته كه مراد هر حيوانى است كه وحشى باشد خواه ماكول اللحم باشد يا نه و اما اصحاب ما گفتهاند كه صيد حيوان محلل مطلقا حرام است و اما در محرم صيد اسد و ثعلب و ارنب و ضب و يربوع و قنفذ حرام است نه غير آن بجهت تضافر روايات از اهل البيت در اين باب دويم ايثار و لا تقتلوا بر لا تذبحوا بجهت تعميم است و اختلافست در مذبوح ماكول منه كه در حكم ذبايح منهى است مانند حيوانى كه وثنى او را كشته باشد و در حكم ميته است و يا در حكم محرم التصرف چون مغصوب كه غاصب آن را ذبح كند مذهب حق نزد ما اولست پس آن نزد ما حرام است بر محل و محرم و جلد او جلد ميته است كه بد باغت پاك نميشود حاصل كه حكم او حكم ساير ميتانست سيم آنكه صيد حرام است در هر احرام بحج يا عمره خواه آنكه حج و عمره واجب باشند يا نفل بجهت اطلاق لفظ چهارم آنكه جزاء صيد واجب است در جميع انواع اتلاف خواه عمد باشد يا خطا يا نسيان و خواه آن كه متلف آن ذاكر احرام خود باشد در حالت عمد يا نه و بعضى گفته اند كه اگر متلف بعمد ذاكر احرام خود باشد كفارتى نيست بجهت عظم ذنب و اين قوليست در نهايت ضعف و تقييد قتل بعمد در آيه بجهت آنست كه سبب نزول آن در كسى است كه عمدا صيد كرده بود يعنى ابو البشر چنان كه گذشت و يا بجهت آنكه اصل قتل متعمد است و قتل خطا ملحق است بآن بجهة تغليظ و يدل عليه قوله لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ و زهرى گفته كه (نزل الكتاب بالعمد و وردت السنة بالخطإ) و ابن جنيد گفته كه (لا ادرى بالخطإ شيئا اخذ بأشراط العمد فى الايه) و از حسن دو روايت در اين باب وارد شده و حق وجوب جزا است مطلقا پنجم ابو حنيفه گفته كه مراد بمماثله قيمت است پس نزد او صيد را قيمت بايد كرد اگر قيمت آن مثل ثمن هدى باشد مخير است ميان آن كه اهدى كند از نعم آنچه قيمت او مانند قيمت صيد باشد و ميان آن كه بقية طعام آن بخرد و هر مسكينى را نصف صاع گندم بدهد و از غير گندم يك صاع و اگر خواهد بعوض اطعام هر مسكينى يك روز روزه دارد و اگر قيمت او مثل ثمن هدى نباشد و يا بقدر طعام يك مسكينى نباشد مخير است ميان آن كه يك روز روزه دارد و يا آن را تصدق كند و مالك و شافعى و اكثر