تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٨ - سوره المائدة(٥) آيات ٩٠ تا ٩٩
است الْبَلاغُ الْمُبِينُ رسانيدن روشن يعنى بدانيد كه ضرر برسول ما نتوانيد رسانيد بتولى شما از او چه بر او همين تبليغ رسالت است و آن را بشما رسانيده و جز اين نيست كه تولى شما ضرر آن بنفس شما راجع ميشود نه بآن و از عبد اللَّه بن عباس و انس بن مالك روايتست كه چون آيه تحريم نازل شد بعضى از صحابه گفتند يا رسول اللَّه حال برادران ما كه شارب خمر بودند و حالا شربت مرك چشيدهاند چون باشد آيه آمد كه لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا نيست بر آنان كه ايمان آوردهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى شايسته جُناحٌ فِيما طَعِمُوا گناهى در آنچه خوردهاند إِذا مَا اتَّقَوْا چون پرهيز كرده باشند از شرك وَ آمَنُوا و ثبات ورزيده باشند بر ايمان وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و ثابت باشند بر عملهاى صالحه ثُمَّ اتَّقَوْا ثم ثابت و مستمر شده باشند بر تقواى خود وَ آمَنُوا و راسخ شده باشند بر تصديق تحريق شرك و ساير منهبات ثُمَّ اتَّقَوْا ثمّ پس مستمر باشند بر اتقاى معاصى وَ أَحْسَنُوا و نيكويى كرده باشند و اشتغال نموده در اعمال جميله و افعال حسنه و يا احسان بغير كرده باشند غرض از تكرار مبالغه است در نهايت رسوخ در ايمان و اتقاء دوام و استمرار در اعمال حسنه وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ و خداى دوست ميدارد نيكو كاران را مراد بمحبت خداى با ايشان اعطاى ثوابست و اكرام و تبجيل ايشان و بدانكه حق آنست كه خمر در همه زمان حرام بوده و اجماع اهل البيت بر اينست و احتمال دارد كه تكرار ايمان و عمل صالح و اتقاء به اعتبار اوقات ثلثه باشد در ماضى و حال و مستقبل و يا به اعتبار حالات ثلثه بآنكه استعمال تقوى و ايمان كرده باشد ميان خود و ميان نفس خود و ميان حقتعالى و ميان خود و ميان بندگان و تبديل ايمان به انسان در كرة ثلثه مشعر است بر اين و يا تكرير به اعتبار مرات مبدء و وسط و منتهى باشد و يا به اعتبار آنچه از آن اتقا نمايند چه سزاوار آنست كه ترك محرمات كنند بجهت توقى از عذاب و ترك شبهات نمايند بجهت تحرز از وقوع در حرام و ترك بعضى از مباحات كنند براى توقى و تحفظ نفس از خست و تهذيب آن از دنس طبيعت و در مجمع آورده كه در تفسير اهل البيت صلوات اللَّه عليهم آمده كه
فيما طعموا من الحلال و هذه اللفظة صالحة للاكل و الشرب جميعا اذا ما اتقوا شربها بعد التحريم و آمنوا باللّه و عملوا الطالحات اى الصاعات ثمّ اتقوا اى داموا على الاتقاء و امنوا اى داموا على الايمان ثمّ اتقوا بفعل الفرائض و احسنوا بفعل النوافل
پس بنا بر اين اتقاء اول اتقاء شر است بعد از اتقاء تحريم و ثانى دوام است بر اين و اتقاء ثالث اتقاء از جميع معاصى و ضم احسان بآن و گويند كه اتقاء اول اتقاء است از معاصى عقليه كه مختص است بمكلف