تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٧ - سوره المائدة(٥) آيات ٩٠ تا ٩٩
ازلام جمع زلم است بفتح زا و ضم آن چون جمل و صرد و آن تيرهاى اقداحست كه آن را پر و پيكان نباشد و در جاهليت تفأل بآن ميكردهاند در اسفار و اعمال خود و بر بعضى مينوشتهاند كه امرنى ربى و بر بعضى نهانى ربى و بر بعضى چيزى نه مينوشتهاند و آن را غفل ميگفتند و تفصيل آن در اول اين سوره سمت ذكر يافته پنجم هم چنان كه حرامست انواع قمار و اقداح همچنين حرامست اقتناى آلات آن بلكه واجبست اتلاف آن و اخراج آن از صورت آن و همچنين اراقه خمر واجبست و حرامست اقتناى آن مگر بقصد تخليل و اگر چه بعلاج باشد چه اين شايع است در شرع انتهى كلامه و بايد دانست كه مسكرات مايعه نجس است بخلاف ابن بابويه كه قايلست بعدم نجاست آن و مذهب او اينست كه حقتعالى تحريم شرب آن نموده نه تحريم صلاة در آن پس محرم غير نجس باشد و استدلال نموده است بر اين به اصل يعنى اصل در اشياء اباحه است و دليل قاطع بر تحريم آن وارد نشده و برواياتى كه ذكر كرده در كتاب خود مستند بر حال خود و اكثر اصحاب فتوى بر نجاست آن دادهاند خواه خمر باشد يا نبيذ يا فصيح يا مرز يا تبع يا نقيع يا جعه يا طواق يا عرق يا غير آن و استناد ايشان باين در ظاهر قول حقتعالى است كه إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ چه حقتعالى ذكر آن كرده برجاست و آن بمعنى نجاست است زيرا كه نجاست بآن متأكد ميشود كما يقال نجس رجس و نيز فاجتنبوه دلالت بر آن ميكند زيرا كه اجتناب از شىء هجرت و ابعاد است از آن و اين مشعر بنجاست است و مع ذلك اعتضاد نمودهاند برواياتى كه غير سليمة الشذوذاند و دلالت آية بر آنچه گفتهاند خالى از خللى نيست زيرا كه جايز است عود وصف الجميع با عدم تحقق نجاست در كل و طريقى نباشد ما را به اثبات نجاست آن مگر كه شهرت فتوى باين در ميان فقها بر وجهى كه قريب به اجماعست و چون حقتعالى امر فرمود باجتناب خمر و ما بعد آن در عقب آن امر فرمود بطاعت او در اجتناب از آن و از غير آن از امور منهيه و فرمود كه وَ أَطِيعُوا اللَّهَ و فرمان بريد خدا را در اجتناب از خمر و غير آن از منهيات وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ و فرمانبردارى كنيد رسول را در جميع آنچه شما را از آن نهى فرموده وَ احْذَرُوا و حذر كنيد از مخالفت فرمان خدا و رسول جميع ميان طاعت خدا و رسول بجهت آنست كه طاعت هر يك موجب طاعت ديگريست زيرا كه آنچه پيغمبر ميفرمايد بفرموده حقتعالى ميفرمايد پس طاعت او عين طاعت او سبحانه باشد فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ پس اگر اعراض كنيد از امر و نهى فَاعْلَمُوا پس بدانيد كه أَنَّما عَلى رَسُولِنَا جز اين نيست كه برسول ما