تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠١ - سوره المائدة(٥) آيات ٨٠ تا ٨٩
بعضى ديگر اخذ رشوه بود در احكام و گويند اكل ربوا بود و نزد جمعى ديگر اكل اثمان شحوم چه اكل شحوم بر ايشان حرام بود و ايشان آن را ميفروختند و بهاى آن را اخذ ميكردند و آن را در ماكول خود انفاق ميكردند و از غايت جهل نميدانستند كه چيزى كه حرام باشد بهاى آن نيز حرام خواهد بود و اولى حمل آن است بر عموم خود تا شامل جميع محرمات باشد و نيز از احوال اهل كتاب خبر ميدهد كه
تَرى و ميبينى اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كَثِيراً مِنْهُمْ بسيارى را از اهل كتاب كه از غايت حقد و حسد و بغض بانو و مسلمانان يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا دوستى ميكنند با كافران چون كعب بن اشرف كه بعد از غزوه بدر كبرى بمكه رفت و مشركان را بر حرب مسلمانان تحريص كرد لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ هر آينه بد چيزيست كه از پيش فرستاده است براى ايشان أَنْفُسُهُمْ نفسهاى ايشان تا روز قيامت بآن رد كرده شوند أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مخصوص بذم است از قبيل (بئس الرجل زيد) يعنى بد چيزيست آنچه از پيش فرستاده است دستهاى ايشان و آن اين است كه خشم گرفت خداى بر ايشان يعنى موجب آن شد كه حقتعالى بر ايشان غضب كرد وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ و ايشان در عذاب جاويدان باشند و ميتواند بود كه ان سخط اللَّه علت ذم باشد و مخصوص بذم محذوف اى لبئس شيئا ذلك لان كسبهم السخط و الخلود از ابى جعفر عليه السّلام مرويست كه مراد از يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا آن است كه (يتولون الملوك الجبارين و يؤمنون لهم اهوائهم) دوستى مى كنند با ملوك جبابره و اهواء باطله ايشان را تصديق ميكنند (ليصيبوا من دنياهم) تا برسند ببعضى از دنياى ايشان يعنى تا از حطام دنيوى محظوظ شوند و در اين توبيخ است مرا بناى اين روزگار و تنبيه بر بدى افعال و خبث اعمال ايشان و ابن عباس و مجاهد و حسن بر آنند كه اين آيه در شأن منافقان است از يهود و ضمير در منهم راجع بايشان است وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ و اگر باشند منافقان كه ايمان آرند از روى حقيقت بِاللَّهِ وَ النَّبِيِ بخدا و پيغمبر وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ و بآنچه فرو فرستاده شده است بر پيغمبر (ص) يعنى قرآن مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ هر آينه فرا نگيرند مشركان را دوستان مراد آن است كه اگر ايشان بمحمد (ص) و قرآن ايمان داشتندى با اهل كفر دوستى نكردندى اكثر بر آنند كه معنى آن است كه اگر يهود ايمان داشتند بخدا و تورية با مشركان دوستى نمىكردند چه فرمان خدا و موسى و حكم تورية آن است كه با كفار دوستى نكنند وَ لكِنَّ كَثِيراً و ليكن بسيارى