تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٨ - سوره المائدة(٥) آيات ٧٠ تا ٧٩
آنكه دالست بر عظم منزلت او و يا تصديق انبيا و آيات ربانى ميكرد كما قال وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ بودند پسر و مادر كه مىخوردند طعام را و مانند ساير حيوانات محتاج غذا بودند و با وجود اين نوع احتياج چگونه صفت ربوبيت را بر ايشان اطلاق توان كرد و گويند اينكنايت است از قضاء حاجت زيرا كه هر كه طعام خورد البته حدث كند و شخصى چنين چگونه رتبه الوهيت داشته باشد حقتعالى اول تبيين اقصاى كمال عيسى و مريم نمود و فرمود كه اينكمال موجب الوهيت ايشان نميشود زيرا كه بسيارى از مردمان شريك ايشانند در مثل اين كمال و بعد از آن تنبيه فرموده بر نقص ايشان و ذكر آنچه منافى ربوبيت است و مقتضى آنست كه ايشان از عداد مركبات كاينه فاسدهاند بعد از آن تعجب فرموده از كسى كه دعوى ربوبيت آنها ميكنند با وجود امثال اين ادله ظاهره و گفته كه انْظُرْ كَيْفَ بنگر كه چگونه نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ بيان ميكنيم براى ايشان دلايل توحيد ثُمَّ انْظُرْ پس بنگر در حال ايشان أَنَّى يُؤْفَكُونَ چگونه برگرديده ميشوند از دريافتن حق و تأمل كردن در آن و ثم از براى تفاوت ما بين العجبين است يعنى بيان كردن ما آيات مذكوره را و اعراض كردن ايشان از آن اعجب و اغرب چيزها است و در مجمع گفته كه نظر اول بفعل جميل او سبحانه است در نصب آيات و ازاله علل و نظر ثانى بافعال قبيحه ايشان و ترك تدبر ايشان در آيات او سبحانه بعد از آن در احتجاج افزوده ميفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد (ص) ترسايان را بر سبيل انكار كه أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ آيا ميپرستيد بدون خداى ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ آن را كه بذات خود مالك نيست براى شما ضَرًّا وَ لا نَفْعاً نه زيان و نه سود را يعنى عيسى عليه السّلام تصرف آن نداشت كه بخودى خود ضررى و نفعى از بلا و عنا بشما رساند بلكه آن بتمليك و تمكين حقتعالى بود او را و اعطاى او سبحانه قدرت اين را باو هر گاه كه او فى نفسه مالك مثل چيزى نبوده باشد كه حقتعالى ببنده مىرساند از مصايب و صحت وسعت پس چگونه رتبه الوهيت داشته باشد و ذكر ما در موضع من باعتبار آن چيزيست كه عيسى بر آن بود در ذات خود در عجز او از اضرار و نفع بنفسه بجهة توطيه نفى قدرت از او راسا و تنبيه بر آنكه او از اين جنس بود و هر كه او را اين نوع حقيقة باشد كه قابل مجانست و مشاركت است پس هر آينه دور خواهد بود از رتبه الوهيت پس عبادت آنكه نفعى و ضررى از او نيابند جارى مجراى عبادت اصنام و جمادات است و قبح عبادت آنها بضرورت عقل معلوم است و تقديم ضمير بجهت آنست كه تحرز از آن اهم است از تحرى نفع وَ اللَّهُ و خداى كه معبود