تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٧ - سوره المائدة(٥) آيات ٧٠ تا ٧٩
وَ ما مِنْ إِلهٍ و حال آنكه نيست در وجود ذاتى واجب كه مستحق عبادتست إِلَّا إِلهٌ مگر خداى يگانه كه موصوف است بوحدانيت و متعالى از تو هم شركت و مبدء جميع موجودات ممكنة من مزيده براى استيناف است وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا و اگر باز نايستند اينقوم عَمَّا يَقُولُونَ از آنچه مى گويند و بتوحيد قايل نشوند لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا هر آينه برسد آنان را كه كافر شدند مِنْهُمْ از ترسايان عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك كه الم آن دائمى باشد وضع مظهر در موضع ضمير كه ليمسنهم است جهت تكرير شهادتست بر كفر ايشان و تنبيه بر آنكه عذاب بر آن كس است كه بر كفر خود دايم و ثابت باشد و از آن منقلع نشود و لهذا در عقب آن ميفرمايد كه أَ فَلا يَتُوبُونَ آيا رجوع نمى كنند إِلَى اللَّهِ بطاعت خدا كه آن انتها است از عقايد باطله و اقوال زايغه وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ و آمرزش نمىخواهند از او باعتقاد توحيد و تنزيه از اتحاد و حلول بعد از تقرير توحيد و تهديد بر اشتراك وَ اللَّهُ غَفُورٌ و خداى آمرزگار است مر تايبان را رَحِيمٌ مهربان بر مستغفران و در استفهام تعجبى است از اصرار ايشان و متضمن انكار و لهذا از فرا نقلكردهاند كه مراد از اين امر است بتوبه و امر بلفظ استفهام در كلام بسيار واقع شده كقوله فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ و استعمال توبه بالى جهة آنست كه بمعنى رجوع است بطاعت خدا و فرق ميان توبه و استغفار آنست كه استغفار طلب مغفرتست بدعا يا توبه يا غير آن از طاعت و توبه ندمست بر معصيت يا عزم بر آنكه بمثل آن عود نكند و استغفار با وجود اصرار بر قبيح صحيح نيست و در اين آيه تحريص است بر توبه و حث بر استغفار و چون حقتعالى ذكر مقالات باطله نصارى كرد در عقب آن رد قول ايشان كرده بر طريق احتجاج بر ايشان و فرمود كه مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ نيست مسيح كه پسر مريم است يعنى عيسى كه ايشان او را خداى ميگويند إِلَّا رَسُولٌ مگر فرستاده خدا قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ بدرستى كه گذشتهاند پيش از او فرستادگان خداى و او را معجزات داده است چنان كه ايشان را عطا كرده است پس اگر مرده بدم عيسى زنده ميشد عصاى موسى نيز در دست موسى اژدهايى زنده مىگشت و آن عجبتر است و اگر او بىپدر مخلوق شده آدم نيز بىپدر و مادر موجود گشته و آن غريبتر است پس معجزات انبيا ايشان را از عبوديت بيرون نمىبرد و در الوهيت داخل نميسازد وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ و مادر او يعنى مريم كثير الصدق بود و مقيم بر آن و ملازم