تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٢ - سوره المائدة(٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
و اندوهش زايل نگردد تا قيامت و اما شدت قلب و غلظت او با كفار نزد اهل اسلام واضح است كه در امت هيچكس با اهل كفر آن مقدار قتال و جدال نكرد و در مواقف جهاد ثبات قدم نورزيد كه آن حضرت و هيبت و سطوت هيچكس در نظر چنان نبود كه او را اكثر صناديد قريش بتيغ او هلاك شدند و اسلام بجهت مجاهده او قوت گرفت و شجاعت و قوت او در حرب بر وجهى بود كه انديشه از هيچ شجاع و بطل نميكرد و بهر كه روى ميآورد بخاك هلاك ميانداخت و هر جانبى كه توجه ميفرمود از كشته پشته ميساخت و در هيچ غزوه مغلوب نميشد و بهيچ حربى اقدام نميكرد مگر كه با فتح و نصرت باز ميگشت و مرويست كه در بعضى غزوات اسد غويلم كه از شجعان و ابطال عرب بود و بغايت عظيم الجثه از صف كفار بيرون آمد بر اسبى چون كوه پاره سوار شده و زره و خودى كه چهار صد من آهن بود بر خود راست كرده و مغفرى از سنك بر سر نهاده و نيزه چهل ذرعى در دست گرفته در ميان ميدان محاربه اسب را بجولان درآورد و آواز بركشيد و رجز آغاز كرد اصحاب چون او را ديدند ترسيدند و از مبارزت او برميدند و يكى از معروفان ايشان گفت (و اللَّه ان لسانه هايل فكيف سنانه) رسول صلّى اللَّه عليه و آله مبارزت او را بر يك يك عرض كرد و ميگفت (من حاربه له الامامة من بعدى) هر كه با او حرب كند امامت از پس من او را باشد هيچكس از مبارزان جرأت نميتوانست كرد امير المؤمنين صلّى اللَّه عليه و آله فرمود اگر رخصت باشد من بروم رسول (ص) فرمود كه جز تو كسى پيش او نتواند رفت و با او محاربه نتواند كرد پس او را پيش خود طلبيد و بدست مبارك خود عمامه بر فرق مبارك او بست و فرمود كه
سر على بركة اللَّه فى حرز امان اللَّه على ثقة بنصر اللَّه
پس آن حضرت متوجه حرب اسد غويلم شده و يك دو بار با هم بگشتند بعد از آن امير تيغ بالاى سر برد و فرود آورد او سپر آهنين بر سر كشيد تيغ سپر آهنين بريده و بر سر و پيشانى و حلق و گردن و سينه و كمرگاه او تا روى زمين دريده بدرازى او را بدو نيم كرد و آن گاه تيغ از او بيرون كشيد و هر دو نيمه سرش از تن جدا كرده نزد رسول (ص) فرستاد و رسول تكبير كرده همه بدان فتح شادان شدند و كفار شكست خوردند و امير المؤمنين عليه السّلام در حين معاوده از اين غزوه فرمود كه
انا على صاحب الصمصامة* و صاحب الحوض لدى القيامة اخو نبى اللَّه ذى العلامة* قد قال إذ عمنى العمامة* انت الذى بعدى له الامامة
و آن حضرت هم چنان كه در زمان رسول خداى با كفار حرب كرد و بعد از آن نيز با فجار جهاد كرد و تقويت اسلام فرمود چنانچه مشهور است و حضرت رسالت (ص) از اين خبر داده حيث
قال يا على انك ستقاتل الناكثين و القاسطين و المارقين
مراد بناكثين اهل بصرهاند و قاسطين معويه و اهل شام و مارقين خوارج نهروان و نيز روزى صحابه را فرمود كه
منكم من يقاتل على تأويل القران كما