تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦ - سوره النساء(٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
او را از مساكنة با مسكونات و مجاورت با موجودات منع فرمايى و همسايه روح كه سر است از غيبت بواطن شهودات و حجابات مكاشفات مانع شوى و از همه سزاوارتر آنكه از سر و هو معكم غافل نگردى و چون اختيال و فخر مانع احسانند باقارب و جيران و غير ايشان از اين جهت بعد از اين بر سبيل بدلية از قوله مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً ميفرمايد كه الَّذِينَ يَبْخَلُونَ يعنى دوست ندارد خدا آنان كه بخل ميورزند و ميتواند بود كه موصول با صله منصوب يا مرفوع المحل باشد بر ذم و يا آنكه مبتدا باشد و خبر آن محذوف اى هم احقاء بكل ملامة پس معنى آنست كه آنان كه بخيلى ميكنند بآنچه حق تعالى بايشان عطا فرمود يعنى اخراج حقوق واجبه آن نميكنند از زكواة و اخماس و غير آن وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ و ميفرمايند مردمان را بِالْبُخْلِ ببخيلى يعنى بمنع از حقوق واجبه آن وَ يَكْتُمُونَ و ميپوشانند از خلق ما آتاهُمُ اللَّهُ آنچه خدا داده است بايشان مِنْ فَضْلِهِ از فضل و بخشش خود كه آن غنا است سزاوارند بهر ملامتى و مستحقاند بهر سرزنشى از ابن عباس روايت است كه اسامة بن حبيب و بحر بن عمرو و رفاعة بن زيد كه از يهود بودند انصار را از روى نصيحت ميگفتند كه مال خود را باين مرد يعنى پيغمبر (ص) و ياران مهاجر او نفقه نكنيد كه در اندك روزگارى فرو مانده و محتاج گرديد و مآل كار ايشان معلوم نيست كه بكجا خواهد كشيد اين آيه آمد كه حق تعالى دوست نميدارد اينجماعت را كه بخل ميورزند و مردمان را ببخل امر كنند و صفات و نعوت پيغمبر (ص) كه در تورية بايشان انعام كردهاند ميپوشند وَ أَعْتَدْنا و املا كردهايم لِلْكافِرِينَ براى كسانى كه كافر نعمتاند و اداء حقوق آن نميكنند و اخفاى عطاى الهى مينمايند و بجهت آن پوشاننده نعمت حضرت رسالتند عَذاباً مُهِيناً عذابى خوار كننده كه عذاب دوزخ است وضع ظاهر در موضع مضمر كه اعتدنا لهم است بجهة اشعار است بآنكه هر كه از شأن او بخل است و امر ميكند مردمان را ببخل و كتمان عطاى الهى كافر نعمت است و هر كه كافر نعمت باشد سزاوار عذابى است خوار كننده هم چنان كه خوار ساختهاند نعمت او را ببخل و اخفاء و از سعيد بن جبير مرويست كه اين آيه درباره كسانى نازل شده كه بعلم بخل كنند و اخفاى آن نمايند از طالبان علم و اولى آنست كه آيه را بر جميع نعم تعميم كنند و از نعم مالى و علمى و غير آن در خبر است كه روزى عمران حصين جامه قيمتى از خز مصرى پوشيد كه مثل آن يافت نميشد و از خانه بيرون آمد و آن را بمردمان نمود و ديگر پس از آن نپوشيد سبب اين را از وى پرسيدند گفت خواستم كه قول رسول خدا را كار بندم كه فرموده
اذا انعم اللَّه على عبد نعمة احب ان يرى عليه
چون حقتعالى