تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٤ - سوره المائدة(٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
ميكنند و ميدانند كه احسن احكام حكم او است لام براى بيانست يعنى اين خطاب و اين استفهام مر قومى را كه بيقين ميدانند ايشان كه هيچكس اعدل از حقتعالى نيست و در حكم احسن از او نه آوردهاند كه چون مشركان در روز بدر مغلوب شدند و مسلمانان ظفر و نصرت يافته بازگشتند جهودان را گفتند كه ديديد كه حقتعالى با دشمنان ما چه كرد ايمان آريد تا بروز چنين گرفتار نشويد و مبتلا نگرديد مالك بن ضيف گفت كه شما مغرور مشويد به اينكه اهل مكه جمعىاند كه رسوم و آداب حرب نميدانند و بجهت اين مغلوب ميشوند و اگر شما را با ما قتال افتد بدانيد كه كارزار چگونه ميباشد مرويست كه عبادة بن صامت نزد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله آمده با ابن ابى و در مجلس آن حضرت مخاصمه كردند عباده گفت مرا از طوايف يهود دوستانند كه در نوايب بعدد و مدد ايشان مستظهر توان بود امروز بدوستى خدا و رسول از همه تبرا كردم و مرا دوستى خدا و رسول بس است عبد اللَّه ابى گفت كه من از دواير روزگار و حوادث و گردش ليل و نهار ميترسم و از مظاهره و معاونة يهود كه خلفاى منند گزيرى ندارم آيه آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى فرا مگيريد يهودان و ترسايان را أَوْلِياءَ دوستان پس اعتماد مكنيد بايشان و معاشرت با ايشان منمائيد مانند معاشرت احباب بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ برخى از ايشان دوستان برخى ديگرند بجهة موافقت ايشان در مخالفت شما اين ايما است بعلت نهى از موالات يعنى توالى بعضى ايشان ببعضى بجهة اتحاد ايشانست در دين و اتفاق همه بر مضاد شما و اجماع همه بر خلاف شما و در اين دلالت است بر آنكه همه انواع كفر در حكم ملت واحدهاند در احكام مواريث لعموم قوله تعالى بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ و
قال الصادق صلوات اللَّه عليه لا يوارث اهل ملتين نحن نرثهم و لا يرثوننا
از سدى مرويست كه چون در حرب احد شكست بر مسلمانان افتاد بر بعضى از مردمان شاق نموده مردى از مسلمانان گفت كه حق با فلان يهوديست و ديگرى گفت كه حق با فلان نصرانيست پس اخذ امان كردند از ايشان و حقتعالى اين آيه فرستاد كه وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ و هر كه از شما دوست دارد ايشان را و بمعاونت و موافقت ايشان ميل كند فَإِنَّهُ مِنْهُمْ پس بدرستى كه او نيز از جمله ايشان باشد كه المرء مع من احبه اينسخن غايت تهديد است در موالات يهود و نصارى و تشديد در وجوب مجانبه از ايشان و گويند كه ذكر اينكلام بجهت بيان حال منافقانست چه اهل نفاق موالات ميكردند با كفار إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ راه نمينمايد گروه ستمكاران را كه بر دوستى دشمنان بر نفس خود ظلم ميكنند يعنى حقتعالى راه بهشت را ننمايد