تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٣ - سوره المائدة(٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
مخافة اى يفتنوك يعنى بترس از ايشان بجهت ترس آنكه ترا در فتنه اندازند و در اين دلالت است بر وجوب مجانبه از اهل بدع و ضلال و اهواى باطله و ترك مخالطه با ايشان فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر برگردند و اعراض كنند از حكم منزل فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ پس بدانكه جز اين نيست كه ميخواهد خدا أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ آنكه برساند بديشان عقوبتهاى برخى از گناهان ايشان را در دنيا كه آن عقوبت ذنب تولى است از حكم خدا و ذكر عقوبت بعضى گناهان تنبيه است بر آنكه ايشان را ذنوب بسيار هست و اين ذنب با وجود عظم آن يكى از آن ذنوب است و معدود از جمله آن و در اين دلالت است بر تعظيم هم چنان كه در تنكير و صاحب مجمع گفته كه در اين چند قولست اول از حسن نقلست كه عقوبت ذنب ايشان جلاى بنى النضير است و قتل بنى قريظه كه بعضى از عقوبات ايشان بوده كه آن نه از عقوبات شديده اخرويه است و دويم جبائى گفته كه مراد از ذكر بعض كل است از قبيل تسميه كل باسم اعظم اجزاى آن هم چنان كه ذكر عموم ميكنند و بآن اراده خصوص مينمايند و سيم نزد بعضى معنى آنست كه كافيست در اهلاك ايشان مؤاخذه كردن بعضى ذنوب ايشان پس ذكر بعض بجهت تغليظ عقاب ايشان باشد (چهارم) آنكه مراد تعجيل عقاب ايشانست كه آن عقوبت دنيويه است بسبب تمرد و عناد ايشان و آن جلا و قتل و جزيه است و ضرب و عقاب اخرويه بر حال خود باقيست وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ و بدرستى كه بسيار از يهود فاسقانند بجهت تمرد ايشان در كفر و از حد برندگان در آن ذكر اينكلام براى تسليه حضرت رسالت است از امتناع قوم از اقرار بنبوت او و معنى مراد آنست كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله غبار ملال بخواطر خود مرسان كه اهل فسق اكثر از اهل ايمانند و منكران توحيد و نبوت زياده از موحدان و مصدقان و چون در هر عصرى از اعصار چنين بودهاند و اين مخصوص بعصر تو نيست پس بر اين اندوه مخور و از اين ممر غمى بخاطر خود مرسان
و بعد از نزول اين يهودان گفتند كه لا نرضى بحكمك آيه آمد كه أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ آيا پس حكم جاهلية را يَبْغُونَ طلب ميكنند كه آن ميلست و مداهنه در حكم و مراد بجاهلية ملت جاهليه است كه آن متابعت هوا است و بحكمى كه در تورية و قرآنست راضى نميشوند مرويست كه نزول اين آيه در حق بنى قريظه و نضير است كه از رسول (ص) طلب حكمى كردند كه موافق حكم اهل جاهليت باشد و آن تفاضل قصاص و ديه است در قتل وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ و كيست نيكو تر از خداى حُكْماً از روى حكم و داورى لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ براى گروهى كه بر وجه يقين تدبر