تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٩ - سوره المائدة(٥) آيات ٤٠ تا ٤٩
حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و على جميع الانبياء رسيد او را بصفات كمال خطاب كرد چنانچه يا أَيُّهَا النَّبِيُ ... يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ بايد كه اندوهناك نسازد ترا كردار آن كسانى را كه از روى عناد و انكار يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ ميشتابند و مياندازند خود را در كفر يعنى در اظهار كفر هر گاه فرصتى مييابند مِنَ الَّذِينَ از آنان كه قالُوا آمَنَّا گفتند ايمان آوردهايم و آن گفتن ايشان بِأَفْواهِهِمْ بزبانهاى ايشان است وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ و ايمان نياورده است دلهاى ايشان با متعلق است (بقالوا و واو) احتمال عطف و حال دارد و مراد باينها منافقانند و كردار ايشان آن بود كه با كفار دوستى ميكردند و در خلوت با ايشان اظهار كفر ميكردند و استهزا باهل ايمان مينمودند آيه دليل است بر آنكه تصديق جنان جزء ايمان است و مجرد قول ايمان نيست و قوله وَ مِنَ الَّذِينَ هادُوا عطف است بر مِنَ الَّذِينَ قالُوا يعنى و از آن كسانى كه دين يهود دارند نيز مسارعت ميكنند در كفر و توغل مينمايند در آن و افراط ميكنند در انكار و جحود با اهل ايمان و قوله سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ خبر مبتداء محذوف است اى (هم سماعون) و ضمير راجع بفريقين است و يا به الَّذِينَ يُسارِعُونَ يعنى همه ايشان شنوندگانند كلام ترا براى آنكه دروغ گويند بر تو و چيزى كه نگفته باشى بتو نسبت دهند و ميتواند بود كه سماعون مبتدا باشد و من الذين خبر آن اى (و من اليهود قوم سماعون) چه جحودان بعد از استماع كلام آن حضرت از مسجد بيرون ميرفتند و از روى كذب ميگفتند كه از محمد چنين و چنين شنيدهايم و اينها يهود مدينه بودند و بر هر تقدير (لام للكذب) براى علت است و مفعول فعل محذوف است اى (سماعون كلامك ليكذبوا عليك فيه) و ميتواند بود كه لام مزيده باشد براى تأكيد يا آنكه سماع متضمن معنى قبول است اى (قابلون ما يغيره الاحبار) يعنى قبول كنندهاند آن چيزى را كه احبار ايشان تحريف و تغيير كردهاند از آيه رجم و نعت سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم (سماعون لقوم اخرين) شنوندگانند براى گروه ديگر كه لَمْ يَأْتُوكَ نيامدهاند بمجلس تو براى تكبر و عناد و يا افراط در بغضاء مراد يهود خيبرند كه يهود مدينه جاسوسى ميكردند و اخبار بخيبر مىفرستادند و ميتواند بود كه لام متعلق بكذب باشد زيرا كه سماعون ثانى مكرر است براى تأكيد اى (سماعون ليكذبوا لقوم آخرين) يعنى شنوندگانند تا دروغ گويند براى گروه ديگر و بر خلاف آنچه از تو شنيده باشند بايشان رسانند و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه و بعضى از صحابه و تابعين منقول است كه زنى و مردى از اشراف خيبر زنا كردند و هر دو محصن بودند و حد ايشان بحكم