تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٤ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠ تا ١٩
دلالتست كه بطريق افراط كه آن اتخاذ اهل كتابست بعضى رسل را بمعبوديت و طريق تفريط كه كشتن ايشانست پيغمبران را و دشمن گرفتن آنها را مذموم است و طريق حق ميان افراط و تفريط است كه آن تصديق برسالت همه رسل و اذعان بوحدانيت او سبحانه است و از اينجاست كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه
اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادة
القصه بنى اسرائيل بر اين عهد مذكور وفا نكردند و مستوجب لعن گشتند كما قال جل ذكره فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ما زايده است براى تأكيد يعنى البته بجهت شكستن ايشان پيمان خود را يعنى پيمانى را كه از ايشان فرا گرفتهايم لَعَنَّاهُمْ رانديم ايشان را از رحمت خود يا مسخ گردانيديم يا خوارى جزيه بر ايشان وضع كرديم وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ و گردانيديم دلهاى ايشان را قاسِيَةً بسيار سخت بر سبيل عقوبت باين وجه كه الطافى كه نزد آن دلهاى ايشان را نرم گرداند از ايشان باز داشتيم يعنى بجهت فرط عناد و جحود ايشان و عدم تدبر ايشان در آيات واضحه هاديه ما تخليه ايشان كرديم و آنها را در وادى ضلالت بگذاشتيم و سلب توفيق و لطف نموديم از ايشان تا آنكه قلوب ايشان رسوخ تام يافته اصلا متأثر نشده از مشاهده آيات و استماع تخويفات و يا معنى آنست كه ما حكم بقساوت قلوب ايشان كرديم يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ ميگردانند سخنان تورية را كه نعت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله از جمله آنست اين استينافست براى بيان قسوت قلوب ايشان چه هيچ قسوه سختتر از تغيير كلام الهى و افترا بر او نيست و ميتواند بود كه حال باشد از معنى لعناهم نه از قلوب زيرا كه ضميرى در او نيست كه راجع باشد بقلوب يعنى ما لعن كرديم ايشان را در حالى كه ميگردانند كلمه تورية را عَنْ مَواضِعِهِ از جايهاى آن حكم تورية را مأول ميگردانند بتأويلات فاسده وَ نَسُوا حَظًّا و ترك كردند بهره تمام را مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ از آنچه پند داده شده بودند بدان در تورية از متابعت پيغمبر آخر الزمان هم چنان كه كسى چيزى را فراموش گرداند و بجهت آن ترك آن كند و بفعل نياورد و نزد بعضى معنى آنست كه بنى اسرائيل تحريف تورية كردند و بجهت شآمت آن احكامى ديگر كه در تورية بود و تحريف نكرده بودند از خاطر ايشان برفت هم چنان كه از ابن مسعود مرويست كه قد ينسى المرء بعض العلم بالمعصية يعنى گاهست كه فراموش ميكند مرد بعضى از علوم را بجهت شأمت معصيت و بعد از آن اين آيه تلاوت نمود كه يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ و هميشه