تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٠ - سوره المائدة(٥) آيات ١٠ تا ١٩
اللَّه عليه فرموده كه فرض اللَّه تعالى
الشهادات استظهارا على المجاهدات
و نيز فرموده كه
اذا كان العدو طباعا فالثقة على كل واحد عجز
بعد از آن وعد مىفرمايد بر وفاى بعهد و ميثاق بقوله وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وعده داده است خداى تعالى بآن كسانى كه ايمان آوردهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى شايسته كه آن وفا نمودن است بعهود و مواثيق او سبحانه نعيم ابدى و سعادت سرمدى را كما قال لَهُمْ مَغْفِرَةٌ مر ايشان راست آمرزش گناهان وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ و مزدى بزرك از فضل اله پس حذف ثانى مفعولين وعد بجهت استغنا است بقوله لهم مغفرة چه اين استيناف است كه مبين آنست و گويند جمله در موقع مفعولست چه وعد كه ضربى است از قول فكانه قيل وعدهم هذا القول و بنا بر عادت جاريه الهى
بعد از ذكر وعد بيان وعيد مىفرمايد كه وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه كافر شدند وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا و تكذيب كردند آيتهاى ما را كه قرآن است يا ساير معجزات داله بر صدق نبوة نبى صلّى اللَّه عليه و آله أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ آن گروه ياران دوزخند يعنى مجاوران آن از واقدى مرويست كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله در غزوه عطفان بحرب جمعى از محارب بنى ثعلبه توجه فرمود و ايشان خبر يافته با مهتر خود كه دعثور يا غورث نام داشت بكوهها متحصن شده لشگر اسلام را ميديدند در وقتى كه باران باريده بود حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله از لشگر خود دورتر در پاى درختى تكيه فرموده بود و جامهاى تر بر درخت افكنده بود اعراب مشاهده كرده مهتر خود را گفتند كه درياب محمد صلّى اللَّه عليه و آله را كه تنها در پاى آن درخت تكيه فرموده و يارانش از او دورند در اين محل بر او دست مىتوان يافت دعثور با شمشيرى كشيده بيامد و گفت من يحميك منى كيست كه ترا حمايت كند و شر مرا از تو كفايت كند حضرت فرمود
و اللَّه يمنعنى منك
خدا شر تو را از من نگه دارد چه اوست كافى و مانع نه غير او جبرئيل پر بر سينه دعثور زد شمشير از دست او بيفتاد سيد عالم صلّى اللَّه عليه و آله آن را برداشت و بسر وى رفت و فرمود
من يمنعك منى
دعثور گفت هيچ كس ترا از من منع نتواند كرد پس كلمه شهادت بگفت و مسلمان شده بميان قوم باز رفت و ايشان را باسلام دعوت كرد و اين آيه فرود آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گروندگان اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ياد كنيد نعمت خداى را كه انعام فرموده است بر شما إِذْ هَمَّ قَوْمٌ چون قصد كردند قومى يعنى دعثور يا غورث و توابع او أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ آنكه بگشايند بسوى شما أَيْدِيَهُمْ دستهاى خود را بقتل و هلاك يقال (بسط اليه يده اذا بطش و بسط اليه لسانه اذا شتمه) فَكَفَ