تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠ - سوره النساء(٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
ظهور نشوز و ضرب وقت تكرار نشوز فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ پس اگر فرمان برند شما را و از آنچه مكروه طبع شما است باز آيند فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَ پس مطلبيد بر ايشان سَبِيلًا راهى بتوبيخ و ايذا يعنى بعد از اطاعت و توبه از نشوز از اهانت و آزار ايشان دست بداريد و نشوز ايشان را كان لم يكن انگاريد بجهة زوال سبب چه تايب از ذنب همچو كسى است كه ذنبى از او صادر نشده باشد إِنَّ اللَّهَ كانَ بدرستى كه خدا هست عَلِيًّا برتر از آنكه بر ايشان بظلم راضى شود كَبِيراً بزرگتر از آنكه مظلوم را فرو گذارد پس از او حذر كنيد و بترسيد چه او اقدر است بر شما از قدرت شما بر كسانى كه در تحت يدين شمااند مروى است كه ابو مسعود انصارى تازيانه بغلام خود ميزد رسول (ص) فرمود كه اللَّه اقدر عليك منك عليه ابو مسعود تازيانه از دست بينداخت غلام را آزاد كرد و گويند معنى آنست كه او سبحانه با وجود علو شأن خود در ذات و صفات تجاوز مينمايد از سيئات شما و توبه شما را قبول ميكند پس شما احق باشيد بعفو از ازواج خود در كنز آورده كه آيه مذكوره متضمن چند حكم است يكى آنكه رجال را بر نساء قيام ولايت و سياستست و تعليل اين بدو چيز فرموده يكى موهبتى از جانب الهى و آن اين است كه او سبحانه تفضيل رجال نموده بر نساء بامور كثيره كه آن كمال عقل است و حسن تدبير و مزيد قوت در اعمال و طاعات و لهذا مخصوص شدهاند بنبوت و امامت و اقامه شعائر و جهاد و قبول شهادات ايشان در امور و مزيت نصيب در ارث و غير آن و دوم نسبى است كه آن انفاق ايشان است بر ازواج و اعطاى مهور بايشان با آنكه فائده نكاح مشتركست بينهما و با در (بما فضل اللَّه و بما انفقوا) از براى سببيت است و ما مصدريهاى بسبب فضل اللَّه و سبب انفاقهم و بعضى از فضلا گفتهاند كه جواب از اينكه حقتعالى نفرموده كه (بما فضلهم عليهن) بلكه گفته بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ آنست كه تفضيل نداده هر فردى را از افراد رجال بر هر يك از افراد نساء چه بسيار زن واقع مىشود كه افضلست از بسيارى مردان و ذكر ضمير تذكير از روى تغليب است پس رجل مفضل و امرأة مفضلة در آن داخل باشد و ح لازم نميآيد از تفضيل صنف بر صنف تفضيل شخصى بر شخصى و اين جواب خالى از ضعفى نيست زيرا كه اين هنگام در آيه دليلى نخواهد بود بر تفضيل صنفى كه غير مدعا است زيرا كه هر گاه بعضى از اشخاص رجال افضل باشند از بعضى اشخاص نساء و بعكس پس كدام دليل دلالت كند بر تفضل صنف بر صنف ديگرى كه مراد است پس سؤال بر حال خود باقى باشد دوم چون حقتعالى تفضيل رجال فرمود اراده نمود كه جبر قلوب نساء نمايد پس فرمود كه فَالصَّالِحاتُ الى آخره و حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ باين معنى است كه (حافظات لما يكون بينهن و بين ازواجهن فى الخلوات من الاسرار) و گويند مراد اينست