تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦ - سوره النساء(٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
كه از براى مردان مقرر شده چه آن حسد است بلكه مثل آن را سؤال كنيد از خز اين احسان او كه سمت فنا نميپذيرد و بگوئيد اللهم اعطنى مثله و از رسول (ص) مرويست كه
و اسئلوا اللَّه من فضله فانه يحب ان يسئله
فضل خداى را ازو طلبيد چه او دوستدارد كه فضل او را از وى طلبند و هر كه فضل او را نخواهد بر او خشم گيرد سفيان عيينه گفته كه خداى تعالى ما را امر نكرد كه از او سؤال كنيم الا بجهت آنكه اجابت آن كند و سائل را از خوان فضل خود محظوظ سازد اگر عطا را دوست نميداشتى ما را بسؤال آن امر نفرمودى پس طلب فضل او كنيد تا بشما دهد إِنَّ اللَّهَ كانَ بدرستى كه خدا هست بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً بهر چيزى دانا پس ميداند كه مستحق فضل او كيست و چون معلوم شد كه وى بهمه چيزى عالم است پس هر چه دهد و بهر كه دهد چنان بايد و جز آن نشايد آوردهاند كه در جاهليت فرزند اجنبى را پسر خود ميخواندند و او را در ميراث داخل ساير ورثه ميگردانيدند حقتعالى از آن نهى كرده فرمود وَ لِكُلٍ و براى هر كدام جَعَلْنا معين گردانيديم مَوالِيَ ميراث خوران كه بجهت قرابت و ولايت احراز نصيب خود كنند مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ از آنچه باز گذارند پدر و مادر وَ الْأَقْرَبُونَ و خويشاوندان نزديك مما ترك از براى بيان لكل است با فصل بعامل و يا آنكه من صله موالى باشد كه در معنى وارث است و معنى آنست كه براى هر ميتى گردانيديم ميراث خوارانى از آن چه آن ميت گذاشته باشد و بنا بر اين در ترك ضميرى است راجع بكل و قوله الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ استينافست كه مفسر مواليست اى هم الوالدان و بر اين تفسير اولاد بيرون ميروند چه اقربون متناول اولاد نيستند هم چنان كه متناول والدين نيستند و يا آنكه جعلنا موالى صفت كل باشد و عايد در آن محذوف اى (لكن قوم جعلناهم موالى حظ مما ترك الوالدان و الاقربون) يعنى براى هر قومى گردانيديم ايشان را خداوند نصيبى از آنچه والدين و اقربين گذاشتهاند و مرويست كه رسم جاهلية چنان بود كه با يكديگر معاقده ميكردند و رسم محالفه و معاهده در ميان ميآوردند و هر يك از متعاقدين ميگفت كه حربك حربى و سلمك سلمى دوست تو دوست من است و دشمن تو دشمن من ترثنى و ارثك تو از من ميراث برى و من از تو ميراث برم و تو عاقله من باشى و من عاقله تو و اين سخنان را بسوگند مؤكد مىساختند حليف را سدس از ميراث مقرر بود چون آيه ميراث نازل شد يكى از صحابه گفت يا رسول اللَّه (ص) جمعى از ما حلفا دارند كه باخذ ميراث از يكديگر پيمان بسته اند حكم الهى در باب ميراث فرود آمد و هيچ جا سخن معاقده مذكور نشد آيه نازل گشت كه وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ و آنان كه عقد محالفة كردهاند أَيْمانُكُمْ دستهاى شما با ايشان اسناد معاقده بايدى بر