تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٤ - سوره النساء(٤) آيات ١٦٠ تا ١٦٩
معنى اين است كه چون عيسى بن مريم قبل از قيامت از آسمان بزمين آيد هيچ اهل ملتى نباشد از يهود و نصرانى و غير آن مگر كه ايمان آرد باو قبل از موت عيسى و نماز گذارد در پس مهدى عليه السّلام من چون اين بگفتم گفت ويحك اين را از كجا مىگويى و از كجا بتو رسيده گفتم (حدثنى به محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب) عليه السّلام ساعتى نيك سر در پيش افكند و انگشت بر زمين ميزد پس سر بر آورد و گفت (اخذتها من عين صافية) كلبى گويد من وى را گفتم چرا از محمد بن على روايت كردى و حال آنكه او كاره وى است و آباى او و كاره از هر كه روايت از ايشان كند گفت قصد آن كردم تا وى را در غضب آورم ابو القاسم بلخى نيز مثل اين را نقل كرده كه يهود و ترسا را چون وقت مرك رسد فرشتگان عذاب حاضر آيند و مقامع و مقارع بر پشت و روى ايشان ميزنند و ميگويند يا عدو اللَّه عيسى بتو آمد و او پيغمبر صالح بود وى را تكذيب كردى و ايمان نياوردى گويد اكنون ايمان آوردم بوى و تصديق نبوت وى كردم و در اين وقت ايمانش سود ندارد و قول ديگر آنست كه ضمير به راجع بمحمد است يعنى هيچكس از اهل كتاب نباشد مگر كه پيش از مردنش بمحمد ايمان آورد و آن ايمان او كه در حين مشاهده علامات موت آورده باشد فايده باو نرساند بجهت انقطاع تكليف در آن حال وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ و روز قيامت باشد محمد صلّى اللَّه عليه و آله يا عيسى عليه السّلام عَلَيْهِمْ شَهِيداً بر اهل كتاب گواه يعنى آن حضرت گواهى دهد بر يهود و نصارى بتكذيب نبوة او و يا عيسى اداى شهادت نمايد بآنكه تبليغ رسالات خداى خود نمود و اقرار بعبوديت خداى خود كرد و يهود تكذيب او كردند و نصارى او را ابن اللَّه گفتند و صحيح آنست كه ضمير راجع بعيسى باشد بجهت عدم ذكر پيغمبر ما و فقد چيزى كه موجب رد كنايه باشد آن حضرت را و مع ذلك در آيه سابقه ذكر عيسى شده پس ضمير راجع باو بايد داشت و بدانكه در آيه دلالت است بر آنكه هر كافرى ايمان ميارد نزد معاينه موت و مشاهده عقوبت و آن ايمان مقبول نيست هم چنان كه ايمان فرعون در حال يأس و نزد زوال تكليف و قريب باين است روايت ماثوره مصححه از اماميه كه اهل احتضار از جميع اديان رسول و خلفاى او را نزد وفات مىبينند و اين را از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه حارث همدانى را گفت كه
(يا حار همدان من يمت يرنى* من مؤمن او منافق قبلا يعرفنى طرفه و اعرفه* بنعته و اسمه و ما فعلا)
و گويند مراد برؤيت محتضرين حضرت رسالت و ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم را علم ايشان است بثمره ولايت و عداوت ايشان بر يقين بعلاماتى كه در نفوس خود يابند و مشاهده احوال هم چنان كه در روايت آمده كه آدمى نزد موت معاينه هر چه ميكند دال است بر آنكه او اهل جنت خواهد بود يا از اهل نار
فَبِظُلْمٍ مِنَ