تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
كشته شدند چنان كه در سوره البقره مذكور شد و يا مراد حجت بينه بود كه مصدق دعوى او بود در نبوت وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ و برداشتيم بر زير ايشان طور بمقدار عرض لشگر در وقتى كه امتناع كردند از عمل بآنچه در تورية است و از قبول آنچه موسى بايشان آورده بود بِمِيثاقِهِمْ بسبب پيمان ايشان يعنى تا بجهت خوف وقوع كوه بر ايشان قبول پيمان و عهدى كنند كه حق تعالى بايشان امر كرده بود كه آن قبول ايمان است و گرويدن بآنچه موسى بايشان آورده عمل بآنچه در تورية است ايشان روى بر زمين نهاده و بيك نيمه روى و يك چشم در آن كوه نگاه ميكردند بجهت ترس وقوع آن چنان كه در سورة البقره گذشته پس ملجا شده قبول آن كردند و بعد از آن نقض آن نمودند وَ قُلْنا لَهُمُ و گفتيم مر ايشان را بعد از نقض عهد بر زبان يوشع بن نون كه ادْخُلُوا الْبابَ در آئيد بدروازه شهر اريحا سُجَّداً در حالتى كه سجده كنندگان باشيد و آن وقتى بود كه ببيت المقدس رسيدند و خواستند كه از در ديگر باندرون روند ما گفتيم كه از باب ايليا درآئيد و بكلمه حطه كه بر زبان شما كلمه استغفار است قايل شويد ايشان از سجده امتناع كردند و از در ديگر داخل شدند و بجاى حطه حنطه گفتند و تفصيل اين نيز در سوره البقره گذشت وَ قُلْنا لَهُمُ و گفتيم مر ايشان را بر زبان داود (ع) كه لا تَعْدُوا ستم مكنيد و از حد در مگذريد فِي السَّبْتِ در حكم روز شنبه يعنى در آن روز كسب مكنيد و ماهى مگيريد ايشان از اين تجاوز كردند و ميتواند بود كه اين امر بزبان موسى بوده باشد در زمان رفع طور بر زبر ايشان و ايشان در زمان موسى منقاد اين امر بوده باشند و از احكام سبت تجاوز نكرده و اما در زمان داود نقض عهد نموده از احكام آن اعتداء نموده باشند و بهر طريق بجهت اعتداء مسخ ايشان در زمان داود بود وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ و فرا گرفتيم از ايشان در هر يك از اين حكمها مِيثاقاً غَلِيظاً پيمان استوار و محكم كه آن قول ايشان بود كه سمعنا و اطعنا فَبِما نَقْضِهِمْ متعلق است به فعل محذوف و ما مزيده از براى تأكيد و تقرير و تقدير است كه سمعنا و اطعناهم بسبب نقضهم يعنى ايشان را معذب ساختيم به مسخ و انواع عقوبت ديگر و لعن كرديم بسبب شكستن ايشان مِيثاقَهُمْ پيمان خود را و ميتواند بود كه متعلق باشد بقوله حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ كه بعد از اين مذكور است پس تحريم طيبات بر ايشان بسبب نقض ميثاق ايشان است و آنچه معطوفست بر آن يا بقوله فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا نه بسبب آنچه مدلول عليه بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها است كه از فَلا يُؤْمِنُونَ است زيرا