تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٧ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
اگر چه از آباى ايشان صادر شده بود ليكن اسناد آن بايشان جهت آن است كه ايشان اخذ مذهب آباى خود بودند و تابع آن و حقيقت معنى آنست كه عرق ايشان راسخ است در اين سؤال و اينكه اقتراح اين امر ميكنند از تو از اول جهالات ايشان نيست بلكه ظهور اين از آباى ايشان شده است در وقتى كه كلام حق شنيدند فَقالُوا پس گفتند اى موسى أَرِنَا اللَّهَ بنما بما خداى را تا به بينيم او را جَهْرَةً از روى عيان و آشكارا پس تقدير كلام (ارنا اللَّه نره جهرة) است و نصب جهرة بر تميز و ميتواند بود كه منصوب بر حاليت باشد بمعنى مجاهرين معاينين يعنى در حالتى كه معاينه كنندگان باشيم او را فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ پس فرا گرفت ايشان را صاعقه يعنى آتش از آسمان آمد و همه ايشان را بسوخت بِظُلْمِهِمْ بسبب ظلم ايشان يعنى تعنت ايشان بسؤال محال كه طلب رؤيت است و تفصيل اين در سورة البقره در آيه فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ سمت تحرير يافته بدانكه منطوق كلام فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ دليل است بر آنكه موسى طلب رؤيت از براى خود نكرده بلكه براى قوم خود كرده و نيز دليل است بر آنكه رؤيت حق تعالى محال است چه حق تعالى فرموده كه سؤال رؤيت اكبر از آن چيزيست كه احبار يهود از تو سؤال ميكنند بر وجه تعنت كه آن انزال كتابست دفعة واحدة و هر گاه سؤال تعنت محض كفر باشد پس طلب رؤية كه اكبر از آن است بطريق اولى و لهذا بجهت تعنت صاعقه بر احبار يهود كه معاصر پيغمبر بودند نازل نشد و بر كسانى كه طلب رؤية كردند نازل شد و اينكه بعضى اهل خلاف گفتهاند كه استحاله رؤية در دنيا مقتضى امتناع رؤية نيست مطلقا مخالف ادله عقليه است بعد از آن بيان خيانت ثانيه ايشان نمود كه در اوايل ايشان اقتراف آن كرده بودند و فرموده كه ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ پس فرا گرفتند گوساله را بخدايى مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ از پس آنكه آمده بود معجزههاى روشن بموسى مراد معجزاتى بود كه غير تورية بود زيرا كه در اين وقت هنوز تورية بايشان نيامده بود فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ پس عفو كرديم از ايشان اين گناه را با وجود عظم آن بسبب آنكه توبه كردند اين اخبار او است از سعه رحمت و مغفرة خود و تمامى نعمت خود بر وجهى كه هيچ خطيئه مانع توبه نيست كه مستتبع مغفرتست هر چند كه از آن عظيمترى نباشد وَ آتَيْنا مُوسى و بتحقيق كه داديم موسى را سُلْطاناً مُبِيناً تسلطى كه ظاهر بود بر ايشان و از جمله آن بود كه گوساله پرستان را امر كرد كه يكديگر را بكشند كه توبه شما منحصر است بر اين ايشان فرمان او بجا آوردند و شمشير بر يكديگر نهادند و ميكشتند تا آنكه اكثر ايشان