تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٦ - سوره النساء(٤) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
پس اطلاق اسم ايمان بر ايشان غير حق باشد وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ و آماده كردهايم براى كافران عَذاباً مُهِيناً عذابى خوار كننده و مقرون باستخفاف و اهانت و بعد از ذكر وعيد اهل نفاق بيان وعده مؤمنان حقيقى ميكند وَ الَّذِينَ آمَنُوا و كسانى كه ايمان آوردهاند بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ بخدا و فرستادگان او وَ لَمْ يُفَرِّقُوا و جدا نكردند بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ميان يكى از ايشان در ايمان بلكه بهمه گرويدهاند أُولئِكَ آن گروه كه مؤمنان حقيقىاند سنؤتيهم زود باشد كه بدهيم و حفص بصيغه مغايبه خوانده يعنى خدا بدهد ايشان را أُجُورَهُمْ مزدهاى ايشان را كه بهشت عدن است كه بآن وعده داده است وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً و هست خدا آمرزنده سيئات ايشان رَحِيماً مهربان به تضعيف حسنات ايشان بدانكه دخول بين بر احد و حال آنكه آن مقتضى تعدد است بجهت عموم آنست چه آن در سياق نفى واقع شده است و تصدير ايتاء اجور به سوف براى تأكيد وعد است و دلالت بر آنكه كاين و ثابت است لا محاله و اگر چه متاخر است و چون حقتعالى انكار نمود بر يهود در تفريق ميان رسل در ايمان در عقب آن بيان انكار كرد بر ايشان طلب محالات با ظهور آيات و معجزات كه هر يك از آن كافى بود در معرفت صدق آن حضرت و صحت نبوة او و فرمود كه يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ سؤال ميكنند از تو اهل كتاب و اينها احبار يهود بودند چون كعب بن اشرف و فنحاص بن عازورا و امثال ايشان كه بجناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله آمده گفتند اگر راست مىگويى كه پيغمبرى بيكبار كتابى بيار چنان كه بموسى ع آمد پس حقتعالى از اين خبر ميدهد كه احبار يهود از تو در ميخواهند أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ آنكه فرود آورى بر ايشان بيكبار كِتاباً مِنَ السَّماءِ كتابى از آسمان چون تورية موسى و يا كتابى نوشته بخط سماوى چون الواح موسى يا كتابى كه ما معاينه ببينيم كه فرو مىآيد يا بنام ماهر يك كتابى بيار كه نوشته باشد كه تو رسول خدايى چون اين سؤالات از روى تعنت بود سمت اجابت نيافت و حقتعالى در تسليه خاطر عاطر آن حضرت كه از اين سؤال ملول شده بود فرمود كه اى محمد ملول و غمگين مشو فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى پس بدرستى كه ايشان يعنى بنى اسرائيل كه اينگروه از ايشانند درخواستند از موسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ بزرگتر از اين درخواستن در انوار گفته كه دخول فا در فقد سئلوا بجهت آن است كه جواب شرط مقدر است اى (استكرهت ما سألوه منك فقد سئلوا موسى) و اين سؤال