تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٤ - سوره النساء(٤) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
بدانكه چون حقتعالى ذكر حال اهل نفاق كرد كه آن اظهار خلاف ابطانست و در عقب آن بيان نمود كه چنين نيست كه هر چه در نفس واقع شود اظهار آن جايز باشد چه ميتواند كه آن ظنى باشد كه احتمال طرف مرجوح باشد پس ممكن است كه جانب مرجوح او موافق واقع باشد نه طرف راجح و اگر آن چيز محقق باشد و احتمال خلاف آن نباشد اظهار آن جايز است فقال اللَّه تعالى لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ دوست نميدارد خداى تعالى آشكار كردن را بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ ببدى از گفتار إِلَّا مَنْ ظُلِمَ مگر آشكارا كردن كسى را كه بر او ستم كرده باشند يعنى دعا كردن او بر ظالم و اظهار تظلم نمودن از دست او و مرويست كه شخصى جمعى را بضيافت برد و طعامى نزد ايشان حاضر نساخت ايشان بهر جا كه ميرسيدند از بيمروتى او حكايت ميكردند و مردمان ايشان را بر اين شكايت عتاب ميكردند اين آيه در عذر آن قوم نازل شد و بدانكه جهر به سوء اعم از غيبت و بهتان است چه آن شامل جميع مذمت است اعم از آنكه مطابق واقع باشد يا نه و تفصيل و تبيين اقسام غيبت و فرق ميان آن و بهتان در سوره الحجرات مذكور خواهد شد انشاء اللَّه تعالى در مجمع آورده كه در معنى اين كلام مفسران را چند وجه است يكى آنكه حقتعالى ستم دوست ندارد مگر از كسى كه مظلوم باشد در دين كه او را جايز است كه انتقام كشد از آن ظالم در وقت فرصت و او را بفعل و قول ايذا رساند و اين قول حسن و سدى است و مروى از ابى جعفر عليه السّلام و نظير اينست كه وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا دويم آنكه دوست ندارد خدا آنكه جهرا دعائى كنيد بر كسى مگر بر آن كس كه ظلم كرده باشد يعنى در اينصورت مظلوم را جايز است كه دعاى بد كند و اينقول از ابن عباس مرويست و منه قول قتاده (يكره رفع الصوت بما يسؤ الغير الا المظلوم يدعو على من ظلمه) سيم مراد اينست كه دوست نميدارد خداى كه احدى را مذمت كند و شكايت او نمايد و ببدى نام او برد مگر كه مظلوم باشد چه جايز است او را كه شكايت كند و اظهار مراد كند و ببدى نام او را ذكر كند و ظلم او را بر مردمان ظاهر سازد تا مردمان از او بر حذر باشند و اين قول مجاهد است در خبر است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله بمردى بگذشت كه با كسى خصومت ميكرد و بر او سفاهة مينمود و آن مرد ميگفت (حسبى اللَّه) رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
ابدأ من نفسك عذرا فاذا عجزت فقل حسبى اللَّه
يعنى اول از خويشتن اظهار عذر كن و آن گاه كه عاجز شوى بگو حسبى اللَّه و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه
رد الحجرة من حيث اتاك فان الشر لا يدفعه الا الشر
يعنى سنك را از همانجا كه آمده باشد باز فرست كه شر را جز بشر دفع نتوان كرد وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً و هست خدا شنوا اقوال بندگان را و دانا بافعال ايشان و بعد از رخصة مظلوم در انتقام مردمان را بر فعل خير و احسان و عفو و تجاوز از گناه