تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٢ - سوره النساء(٤) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ بجز از مؤمنان چه اين عمل منافقان است كه با دشمنان خدا دوستى كنند پس بايشان مشتبه مشويد تا مثل ايشان نباشيد أَ تُرِيدُونَ استفهام براى تقرير است يعنى هر آينه مىخواهيد أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ آنكه بگردانيد مر خداى را بر عذاب خود سُلْطاناً مُبِيناً حجتى روشن كه آن موالات كافران است و اين معقول نيست مگر بعد از قيام حجة بر او پس اطفال بجهت ذنوب آيا معاقب نگردند و در آيه دلالت است بر آنكه حقتعالى را بر هيچ كس حجت نيست مگر بعد از معصيت ايشان حاصل كه حق تعالى ميفرمايد كه موالات با كفار مكنيد تا آن حجتى نگردد بر نفاق شما و بجهت آن معذب نگرديد بعذاب اهل نفاق إِنَّ الْمُنافِقِينَ بدرستى كه منافقان فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ در طبقه زيرترين انداز دوزخ يعنى در قعر جهنم باشند پس عذاب ايشان از كفار بيشتر باشد و اين بجهت آن است كه بدل كافراند و كفر را با خداع و مكر و استهزاء جمع كردهاند پس اخبث كفره باشند و تسميه طبقات هفتگانه دوزخ بدركات بجهت آن است كه متدارك و متتابعند بعضى فوق بعضى ديگر در كشف الاسرار آورده كه چون منافقان را بدوزخ حكم كنند و ايشان را بدركه اول درآرند مالك گويد يا (نار خذيهم) اى آتش ايشان را بگير آتش گويد كه حكم ما بر زبان است زبان ايشان بكلمه جارى بوده هر چند كه بمجاز مىگفتهاند ما در سوختن ايشان دخل نكنيم و بر همين منوال در هر در كه آتش از احراق ايشان ابا كند تا بدركه هفتم رسند آتش آن دركه گويد حكم ما بر دل است نه بر زبان بياريد تا نشانه كفر و ايمان ايشان را به بينيم چون در دل ايشان نگرد جز نشانه شرك نباشد آتش در ايشان پيچد و ابد الاباد در آتش بمانند وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ و نيابى تو مر ايشان را نَصِيراً يارى كه حمايت نموده ايشان را از دركه بيرون آورد و در خبر است كه حقتعالى در اين دركه تابوتها وضع فرموده از آتش و آن جاى منافقانست از عبد اللَّه عمر نقل است كه سه گروهند كه روز قيامت عذاب ايشان بيشتر از عذاب كسان ديگر باشد منافقان و كافران بمائده عيسى و آل فرعون چه درباره منافقان فرمود كه إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ و در حق نگرويدگان بمائده عيسى عليه السّلام گفته فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ و در شأن آل فرعون ميفرمايد كه ادخلوا آل فرعون اشد العذاب و اينكه در حديث واقع شده كه
ثلث من كان فيه فهو منافق و ان صام و صلّى و زعم انه مسلم اذا حدث كذب و اذا وعدا خلف و اذا ائتمن خان
يعنى سه خصلت است در هر كه باشد منافق است و اگر چه روزه دارد و نماز گذارد و دعوى اسلام كند يكى آنكه چون سخن گويد دروغ باشد دويم آنكه چون وعده كند خلاف كند سيم چون او را امين دانند خيانت كند اين از باب تشبيه و تغليظ است و حقيقت از منافقان نيست و مستوجب