تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٠ - سوره النساء(٤) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
منطفى گردد تا در ظلمت مانده بلغزند و در دوزخ افتند و نيز آن چه در صورة خداع است از جانب خدا با ايشان آنست كه ايشان را فرو گذاشته و قدرة را بايشان داده و رسول را فرموده تا شمشير از ايشان باز داشته احكام اسلام بر ايشان اجرا ميكند با آنكه ميداند كه كافرند تا هم در دنيا مبتلا باشند بجهت تكليف عبادات ظاهر ايمان و هم در آخرة معذب بجهت باطن كفر و گويند حقتعالى جزاى خداع را خداع خوانده بجهت ازدواج از قبيل وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ و مزية تبيين اين آيه در صدر سورة البقره سمت ذكر يافته وَ إِذا قامُوا و چون برخيزند منافقان إِلَى الصَّلاةِ بسوى نماز قامُوا كُسالى برخيزند در حالتى كه كاهلان باشند و مثقل مانند كسى كه باكراه او را بر كار داشته باشند يُراؤُنَ النَّاسَ مىنمايند خود را بمردمان و ريا ميكنند تا پندارند كه ايشان مؤمنانند و اگر كسى از اصحاب پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را به بيند ترك نماز ميكنند و بدانكه مراعاة مفاعله است مأخوذ از رؤية بمعنى تفعيل چون نعم و ناعم و يا از براى مقابله است چه مرائى عمل خود را برائى مينمايد و رائى استحسان خود را باو مينمايد وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ و ياد نمىكنند خدا را إِلَّا قَلِيلًا مگر ياد كردنى اندك يا در زمان اندك چه مرائى عبادت نميكند مگر در حضور كسى كه او را بيند و اين اقل احوال مرائى است و يا قلت ذكر ايشان به اين وجه است كه ياد خدا ميكنند بزبان نه بدل و آن نسبة بذكر دل اندكست و گويند مراد بذكر صلواتست و يا ذكرى كه در نماز است چه ايشان در صلاة همين تكبير و تسليم مىگفتند تا بآن بدانند كه ايشان نماز ميگذراند و بجهت آن از شمشير اهل اسلام ايمن شوند و بآن حفظ اموال و نسوان و اولاد خود كنند چنان چه عبد الكريم بن ابى العوجاء منافق را ديدند كه نماز نيكو ميگذارد گفتند اين مباين طريق تست چرا باين اقدام ميكنى جوابداد كه (عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الاهل و الولد) و بدانكه ميتواند بود كه مراد بقلت ذكر نفى مطلق ذكر باشد يعنى اصلا ذكرى از ايشان صادر نشود كه براى قربت باشد و گويند وصف ذكر بقلت جهت آنست كه حقتعالى قبول آن نكند بجهت ريا و عدم خلوص قربت و هر چه مردود حقتعالى باشد قليل بود چه آن را از براى طمع دنيا ميكنند و هر چه در دنياست در نهايت حقارت و قلت است و ذكر خدا كه محض قربت باشد از همه چيزى بزرگتر كه وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ عياشى باسناد خود از مسعدة بن زياد نقل كرده كه ابو عبد اللَّه عليه السّلام از آباء گرام خود صلوات اللَّه عليهم روايت فرموده كه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدند كه (فيم النجاة غدا) فردا نجات بچه چيز باشد فرمود كه نجات آنست كه مخادعه نكنند با خدا تا خدا با ايشان