تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٣٠ - سوره النساء(٤) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا بينياز گرداند خدا هر يكى را مِنْ سَعَتِهِ از جود فراوان و قدرت بر كمال خود يعنى تسلى دهد هر يك را يا بدلى براى هر يك پديد آرد و روزى را بر وجه دلخواه بايشان رساند وَ كانَ اللَّهُ واسِعاً و هست خدا فراخ بخشايش بر بندگان خود حَكِيماً محكم كار در افعال و احكام در آية دليل است بر آنكه همه ارزاق بيد قدرت اوست و متولى آنست و بحسب حكمة آن را بر بندگان انزال مينمايد و بعد از آن تنبيه ميكند بر كمال سعه و قدرت خود بقوله وَ لِلَّهِ و مر خداى را است ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها است از جواهر علوى وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينهاست از كو اين سفلى پس در باب رعايت تقوى كه موجب رعايت حقوق الناس است و حقوق اللَّه مىفرمايد وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا و هر آينه وصيت كردهايم و فرموده الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آنان را كه داده شده اند كتاب مِنْ قَبْلِكُمْ پيش از شما يعنى يهود و نصارى و آنها را نيز كه قبل از ايشان بودهاند وَ إِيَّاكُمْ و شما را نيز وصيت مىكنم يعنى ميفرمايم أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ آنكه بپرهيزيد از شرك و ساير معاصى بدانكه كتاب اسم جنس است و من متعلق به وصينا يا به اوتوا و اياكم عطف بر الذين و ان ان تفسيريه است زيرا كه در معنى قول است و مساق آيت براى تأكيد امر است باخلاص فلهذا قال عز و جل وَ إِنْ تَكْفُرُوا و اين بر اراده قواست يعنى گفتيم ايشان را كه اگر كافر شويد يعنى منكر وصيت شويد و مخالفت حكم كنيد كه آن امر است بتقوى فَإِنَّ لِلَّهِ پس بدرستى كه مر خدايراست ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها است وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمين است يعنى مالك جميع مكونات است پس كفر و معاصى شما ضررى باو نرساند هم چنان كه شكر و تقرب شما نفع باو نميرساند و وصيت او شما را بتقوى بجهت رحمت واسعه اوست نه بجهت حاجت او پس تقرير اين مىكند بقوله وَ كانَ اللَّهُ غَنِيًّا و هست خدا بىنياز از خلق خود اگر او را فرمان برند و اگر نبرند حَمِيداً ستوده در ذات خود اگر حمد او گويند و اگر نگويند وَ لِلَّهِ و مر خدايراست ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانهاست از ملائكه و ستارگان و غير آن وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينها است از اركان و مواليد و جز آن تكرير اينكلام ثالثا جهت دلالت است بر آنكه او غنى و حميد است چه جميع