تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٦ - سوره النساء(٤) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
يتلى عليكم) و يا مخفوض بر قسم كانه قيل (و اقسم بما يتلى عليكم) و جايز نيست عطف آن بر مجرور در فيهن بجهت اختلال آن لفظا و معنى و قوله فى يتامى النساء صله يتلى است اگر موصول معطوف باشد بر ما قبل آن اى يتلى عليكم فى شانهن و اگر نه بدل خواهد بود از فيهن و يا صله ديگر براى يفتيكم و معنى اينكه (اللَّه يفتيكم فيهن بسبب يتامى النساء) كما تقول كلمتك اليوم فى زيد و اضافه يتامى به نساء بمعنى من است زيرا كه اضافه شيء است بجنس خود و قوله اللَّاتِي صفه نسا است يعنى زنانى كه لا تُؤْتُونَهُنَ نميدهيد ايشان را ما كُتِبَ لَهُنَ آن چه فرض كرده شده براى ايشان از ميراث وَ تَرْغَبُونَ و رغبت ميكنند أَنْ تَنْكِحُوهُنَ در آنكه بخواهيد ايشان را اگر جميله باشند و مالهاى ايشان را بخوريد و يا رغبت ميگردانيد از آنكه بنكاح درآريد ايشان را و مع ذلك منع انكاح غير ميكنند با ايشان بجهت طمع در ميراث ايشان چه عرب را در جاهليت عادت بودى كه دختر يتيمى را كه ولايت او تعلق بيكى داشتى و آن دختر را مالى بودى اگر جمال داشتى ولى او را بزنى كردى و مال او برگرفتى و اگر صاحب جمال نبودى او را منع كردى از شوهر كردن تا بمردى و مال او را برداشتى پس قوله وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَ در تقدير (فى ان تنكحوهن؟؟؟ ان تنكحوهن) است و محتمل است كه حال باشد يا عطف و در مجمع آورده كه در قوله لا تؤتونهن الى آخره چند قول است اول آنكه اهل جاهلية ميراث به اناث نميدادند بلكه آن را بپسران شجاع خود ميدادند چنان كه گذشت و اين قول ابن عباس و سعيد بن جبير است و مرويست از ابى جعفر عليه السّلام دويم آنكه مراد آنست كه صداق را بزوجات خود نميدادند و حق تعالى ايشان را از آن منع كرد بقوله وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ تا آخر و بيان اين در اول سوره مذكور شد و اين قول از عايشه منقول است و مختار ابى على جبائى و طبرى بر قول است اول سيم آنكه مراد بما كتب لهن نكاح است كه حقتعالى امر بآن فرموده در كريمه و انكحوا الايامى و اوليا منع زنان ميكردند از آن و اين از حسن و قتاده و ابى مالك و ابراهيم مرويست وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ عطفست بر يتامى النساء يعنى ديگر فتوى ميدهد در باب ضعيفان و بيچارگان مِنَ الْوِلْدانِ از فرزندان خود كه ايشان را ميراث نميدادند و عرب هم چنان كه ميراث بنسا نميدادند باولاد صغار نيز نميدادند وَ أَنْ تَقُومُوا و ديگر حكم ميكنيد در آنكه قيام نمائيد لِلْيَتامى براى مهم يتيمان در مهر و ميراث ايشان بِالْقِسْطِ بعدل و راستى در انوار گفته كه ميتواند بود كه معطوف عليه آن يتامى النسا باشد اى (يفتيكم او ما يتلى فى ان تقوموا) و اين در صورتيست كه فى يتامى صله يفتيكم يا يتلى باشد