تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٢ - سوره النساء(٤) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
و بخدايى كه نفس من بيد و فرمان او است كه اين آيه در حق شما نازل شده
ابشروا و قاربوا و سددوا الامانة ما تصيب احدا منكم فى مصيبة الدنيا الا كفر اللَّه خطيئته حتى الشوكة يشاك احدكم بها
بشارت باد شما را نزديك باشيد با مردم و بر سداد و صلاح باشيد كه هيچكس نباشد كه او را مصيبتى رسد الا كه خدا آن را كفاره گناهانش گرداند يا آن مقدار كه اگر خارى در پايش رود كفاره گناهان وى شود و اين روايت را و احدى در تفسير خود باسانيد معتبره نقل كرده و قاضى ابو عاصم عامرى گفته كه اين آيه قطع توهم كسى كند كه در معصيت مصر باشد بايمان هم چنان كه طاعت غير نافع است با كفر و بدانكه باتفاق اين آيه مخصوص است بغير تائب و فاعل صغيره بدون اصرار و عبد اللَّه بن عباس و سعيد بن جبير و حسن بصرى گفتهاند كه مراد بسوء كفر است يعنى هر كس كه بدى كند اگر دون كفر باشد جزايش دهند يا عفو او را دريابد و اگر كفر باشد در دوزخ مؤبد و مخلد باشد و دليل بر اين آنست كه بعد از اين مىفرمايد وَ لا يَجِدْ و نيابد آن عامل سوء لَهُ براى نفس خود مِنْ دُونِ اللَّهِ جز از خداى وَلِيًّا دوستدارى كه مدد باو رساند وَ لا نَصِيراً و نه يارى كه از عذابش برهاند و چون عادت اللَّه جاريست كه هر كجا ذكر وعيد ميكند در عقب آن بيان وعده مينمايد از اين جهة بعد از وعيد ميفرمايد كه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ و هر كه بجا آرد بعضى از عملهاى صالحه را چه هيچكس را قوت ارتكاب تمام نيست و مكلف بآن نه مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى از مرد و زن اين در موضع حال است از ضمير مستكن در من يعمل و من براى بيان آن يعنى عمل صالح كند در حالتى كه او مرد باشد يا زن يا در موضع حالست از صالحات اى كائنة منه من ذكر او انثى و من از براى ابتداست يعنى در حالتى كه آن اعمال صالحه كائن و ثابت باشد از مرد و زن وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و در حالتى كه او مؤمن باشد چه عمل بىايمان اعتبار ندارد و اين حال شرط اقتران عمل است بآن در استدعاى ثواب مذكور تا تنبيه باشد بر آنكه اعمال صالحه معتد به نيست بدون ايمان فَأُولئِكَ پس آن گروه عمل كنندگان مؤمن يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ در آورده شوند ببهشت غير بكر و ابن عامر و ابو عمرو و يدخلون بصيغه معلوم ميخوانند يعنى درآيند بجنة وَ لا يُظْلَمُونَ و ستم رسيده نشوند در ثواب عمل خود نَقِيراً بمقدار نقيرى يعنى هيچ چيز از ثواب ايشان كم نكنند و هر گاه ثواب مطيع ناقص نشود پس سزاوار آنست كه عقاب عاصى زياده نگردد زيرا كه مجازى ارحم الراحمين است و لهذا اقتصار بر ذكر اين كرد بر عقيب ثواب مسروق روايت كرده كه چون آيه ليس بامانيكم نازل شد اهل كتاب بمسلمان ناگفتند كه ما و شما برابريم و شما را بر ما فضلى و مزيتى نيست حقتعالى در عقب آن آيه وَ مَنْ