تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢١ - سوره النساء(٤) آيات ١٢٠ تا ١٢٩
كه خلافى در حقية و درستى آن نيست مأخوذ از حق يحق بمعنى ثبت و جمله اولى مؤكد لنفسه است زيرا كه مضمون جمله اسميه كه قبل از او است وعد است و دويم مؤكد لغيره است و ميتواند بود كه موصول منصوب باشد بفعلى كه ما بعد آن تفسير آن كند و وعد اللَّه منصوب باشد بآن فعل زيرا كه به معنى نعدهم ادخالهم است و حقا حال از اين مصدر و قوله وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا جمله مؤكده بليغه است معنى اينكه و كيست راست گوىتر از خدا در سخن استفهام براى تقرير است يعنى هيچ كس از او راستگوتر نيست و فايده اين توكيدات معارضه مواعيد شيطانيه كاذبه است مر قرناى خود را بصدق وعده خدا مر اولياء خود را و يا مبالغه در توكيد وعد بجهت ترغيب عباد در تحصيل آن از ضحاك و قتاده و ابو صالح مرويست كه مسلمانان و اهل كتاب در مجلس با يكديگر مجتمع شدند يهودى و نصارى آغاز مفاخرت كردند كه پيغمبر ما قبل از پيغمبر شما مبعوث شده و كتاب ما قبل از كتاب شما منزل شده و در بهشت نرود مگر يهود و نصارى مسلمانان جواب دادند كه پيغمبر ما خاتم پيغمبرانست و كتاب ما ناسخ كتب شما پس ما ببهشت سزاوارتريم آيه آمد كه لَيْسَ نيست آن وعده كه حقتعالى كرده از ثواب بِأَمانِيِّكُمْ بآرزوهاى شما اى مسلمانان وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ و نه بآرزوهاى اهل كتاب كه گويند لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى يعنى هيچ كار بآرزوى برنيايد بلكه رياضت بايد كشيد در كسب ايمان و طاعات و عبادات و اجتناب از منهيات آن را كه رياض بهشت بايد از مجاهد روايت است كه مشركان گفتند كه بعث و نشور و كتاب و حساب و ثواب و عقاب نخواهد بود و بر تقدير وقوع ما را باعمال ما مثوبت خواهند داد و يهودان گفتند كه لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً و لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى حق تعالى اين آيه فرستاد و باز نمود كه اين كار نه بآرزوى شماست كه اهلشركيد و نه بآرزوى اهل كتاب پس بنا باين قول خطاب با مشركان باشد بعد از آن بجهت تقرير اين امر ميفرمايد كه مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً و هر كه بكند كار بدى يُجْزَ بِهِ جزا داده شود بآن آجلا و عاجلا اين حكم عام است همه عالميان را آوردهاند كه چون اين آيه آمد صحابه متالم شده گفتند يا رسول اللَّه كيف الفلاح بعد هذه الآية پس از نزول اين آيه چگونه رستگارى باشد چه غير از تو هيچكس از كردار بد خالى نيست پس تحمل جزاى آن كه داشته باشد حضرت فرمود نه بيمار ميشويد و نه اندوهناك مىگرديد و نه بلاها بشما ميرسد گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود
هو ذاك
آن جزاى اينست و از ابو هريره نقل است كه چون اين آيه آمد ما گريان و غمناك شديم و گفتيم يا رسول اللَّه (ما ابقت هذه الاية من شيء) حضرت فرمود
اما و الذى نفسى بيده انها لكم انزلت