تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٦ - سوره النساء(٤) آيات ١١٠ تا ١١٩
مىشايد كه حق تعالى ذكر آنها كرده باشد باين اسم جهت تنبيه بر آنكه مشركان عبادت چيزى ميكنند كه بانات تسميه كردهاند بجهت آنكه منفعلاند نه فاعل و از حق معبود آن است كه فاعل غير منفعل باشد تا دليل باشد بر تناهى جهل ايشان و فرط حماقت ايشان و در تفسير المسير آورده كه بتان را بر صورت زنان ميساختندى و گفتهاند كه مراد از اين اناث ملائكهاند لقولهم (الملائكة بنات اللَّه) يعنى فرشتگان دختران خدايند و اناث جمع انثى است چون رباب و ربى ابو حمزه ثمالى در تفسير خود آورده كه در ميان هر بتى از بتان شيطانه از اناث شياطين بوده كه خود را بسدنه مينموده و با ايشان تكلم ميكرده و اغواى ايشان ميكرده و باين اعتبار او ثان به اناث تسميه يافتهاند و يا تسميه ايشان باناث بجهت ضعف و عدم خبرت ايشان بوده مانند زنان كه ناقصات العقولند و مؤيد قول ابى حمزه است قوله تعالى وَ إِنْ يَدْعُونَ و نميپرستند إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً مگر ديو سركش گم گشته در وادى ضلالت و بيرون رفته از فرمانبردارى حضرت عزت چه او است كه امر كرده مشركان را بر عبادت اوثان و اغواى ايشان نموده بر آن پس اطاعت و عبادت اصنام همان اطاعت و عبادت او باشد و در انوار گفته كه مارد و مريد كسيست كه مصدر هيچ چيزى نشود و از جميع انواع خيرات معرا باشد و اصل تركيب آن از براى ملامت است و منه (صرح ممرد و غلام امرد و شجرة مرداء التي تناثر ورقها) و مراد ابليس مردود است كه بيواسطه يا بواسطه اتباع خود مشركان را بعبادت اوثان فرموده لَعَنَهُ اللَّهُ رانده است خدا او را و دور كرده است از رحمت خود اين صفت ثانيه شيطان است يعنى شيطانى كه جامع صفت مريد و لعن است آوردهاند كه سبب اسلام حمزه آن بود كه در بدايت اسلام روزى جماعتى از مشركان در مكه جمع شده بتان را سجده ميكردند ديوى در شكم بت مهين رفت و باين بيت آواز بيرون داد
|
(جاءنا بآية تعيب علينا |
دين آبائنا الحماة الكرام) |
|