تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٤ - سوره النساء(٤) آيات ١١٠ تا ١١٩
در قرآن كجاست گفت نه فرمود قوله تعالى لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ و قوله وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ بدانكه حقتعالى در اين آيه بناى كلام خود فرموده بر امر و مرتب ساخته است بر فعل كه آن و من يفعل ذلك است و نگفته است كه (الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس ابتغاء مرضات اللَّه) تا دلالت كند بر آنكه امر هر گاه در زمره خيرين باشد پس فاعل آن ادخل خواهد بود در ايشان و تنبيه بر آنكه عمده فعلست و اعتبار امر از حيثيت آنست كه كه وصلة است بخير و تقييد بطلب مرضات اللَّه جهت آنست كه اعمال منوط است بنيات و اشعار بر آنكه هر كه فعل خير كند بريا و سمعه مستحق اجر نميشود از خدا و وصف اجر بعظيم تنبيه است بر حقارت آنچه در مقابل آن است از اغراض دنيويه مرويست كه بعد از ثبوت خيانت طعمه از خوف قطع يد بگريخت و بجانب مكه شد و مرتد گشت نقب در خانه كسى ميزد ديوار فرود آمد و او در زير آن بماند روزى ديگر او را از ميان ديوار بيرون آوردند و خواستند او را بكشند بعضى از اهل مكه درخواست كردند كه اين از مدينه گريخته پناه بدينجا آورده كشتن او مناسب نيست پس او را از مكه اخراج كردند و با تجار بسوى شام متوجه شد و در منزلى كاروان را مشغول ساخته پاره از متاع ايشان بدزديد و بگريخت او را بگرفتند و سنگسارش كردند و قولى آنست كه از جده در دريا نشسته بود كيسه دينارى بدزديد و بعد از وقوف بر آن او را در دريا انداختند و هنوز بقعر آب نرسيده بود كه بآتش دوزخ ملحق شد و حقتعالى در باره او فرمود كه وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ و هر كه مخالفت كند با رسول و بشق ديگر رود مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ از پس آنكه ظاهر شد لَهُ الْهُدى مر او را هدايت كه طريق حق است بجهت وقوف بر معجزات و ظهور دلايل واضحات وَ يَتَّبِعْ و پيروى كند غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ غير آن راه كه مؤمنان بر آنند از اعتقادات صحيحه و اعمال حقه نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى بگردانيم او را در آن سراى دوست در آن چيزى كه دوست داشته است آن را در اينسراى كه آن كفر و رده و ضلالت است و يا رؤساى اضلال و اتباع كه متبوعان وى بوده باشند يعنى واگذاريم و تخليه كنيم ميان او و ميان آن چه اختيار آن نموده به اين وجه كه او را در دايره كفر و اهل ارتداد و اضلال داخل كنيم وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ و درآوريم او را بدوزخ وَ ساءَتْ مَصِيراً و بد باز گشتى است دوزخ و بروايتى از ابن عباس روايتست كه آيه در حق قومى آمد از قريش كه از مكه بمدينه آمدند بجهت مهمى و اظهار ايمان كردند و چون مهم ايشان حاصل شد برگشتند و مرتد شده بمكه رجوع كردند و اصح قول اول است و استدلال كردهاند