تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١١ - سوره النساء(٤) آيات ١١٠ تا ١١٩
آن مينمايد و بآن مؤاخذه ميكند و قوله إِذْ يُبَيِّتُونَ متعلق است به يستخفون يعنى استخفا ميكنند خيانت را آن هنگام كه بشب تذوير و تدبير ميكنند ما لا يَرْضى آن چيزى را كه نمىپسندد خدا مِنَ الْقَوْلِ از گفتن دروغ چه بنى ظفر با يكديگر در شب مشاورت ميكردند بر آنكه طمعه سوگند بدروغ بخورد و چه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله سوگند او را كه مسلمانست قبول خواهد كرد و گواهى ما را خواهد شنيد و بقول يهودى كه كافر است التفات نخواهد كرد وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا بِما يَعْمَلُونَ بآنچه ميكنند از تدبير مُحِيطاً احاطه كننده است بعلم و هيچ چيز از حيطه علم او خارج نيست پس همه شما را بر وفق عمل حق و باطل جزا و سزا خواهد داد ها أَنْتُمْ آگاه شويد كه شما اى بنى ظفر هؤُلاءِ آن گروهايد از جمله اهل جاهليت كه جادَلْتُمْ عَنْهُمْ دفع كنيد از خائنان خيانت را بجدال و خصومت فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا جمله فعليه مبنيه وقوع اولاء است خبر مبتدا و يا صله آن نزد آن كسى كه آن را موصول ميداند فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ پس كيست آنكه خصومت كند با خدا و دفع خيانت كند عَنْهُمْ از ايشان يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز أَمْ مَنْ يَكُونُ يا كيست كه باشد عَلَيْهِمْ وَكِيلًا بر ايشان نگهبان كه نگذارد كه ايشان را عذاب كنند و يا حمايت كننده كه عذاب از ايشان باز دارد
و بعد از تهديد و تقريع و توبيخ بليغ بر حماة خائنان ايشان را اميدوار ميسازد بنجات بوسيله توبه و ميگويد وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً و هر كه بكند بدى را كه از آن ضرر بغير رسد أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ يا ستم كند بر نفس خود و بغير متعدى نشود و گويند مراد به سوء ما دون شرك است و يا اول صغيره و دويم كبيره و بر هر تقدير چون باين اتيان كند ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ پس طلب آمرزش كند از خدا بتوبه و انابه يَجِدِ اللَّهَ يابد خدا را غَفُوراً آمرزنده گناهان او رَحِيماً مهربان بفضل خود بر او و در اين آيه ترغيب طعمه و قبيله او است بتوبه و استغفار و خاتمه آيه دليل است بر آنكه اسقاط عقاب تائب از خدا محض تفضل است زيرا كه رحمت و غفران در تفضلات مستعمل است نه در امرى كه واجب باشد بر فاعل آن وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً و هر كه بكند گناهى و خواهد كه بىگناهى را بدان تهمت كند فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ پس جز اين نيست كه ميكند اين عمل را بر نفس خود يعنى ضرر كسب آن اثم از نفس او بديگرى تعدى