تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٠ - سوره النساء(٤) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
طلبد رَحِيماً مهربان بر او وَ لا تُجادِلْ و خصومت مكن عَنِ الَّذِينَ از قبل آنان كه يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ خيانت ميكنند با نفسهاى خود يعنى طعمه و قوم او كه با خيانت او در ساختهاند و بدروغ گواهى بر براءة ساحت او دادهاند و حمايت و نصرت او كردهاند و بجهت اين وبال خيانت راجع بانفس ايشان است و ميتواند بود كه صيغه جمع بجهت آن باشد كه تا متناول طعمه باشد و ساير كسانى كه خيانت كنند إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُ بدرستى كه خدا دوست ندارد مَنْ كانَ خَوَّاناً هر كرا كه بسيار خيانت كننده است يعنى مصر است بر آن أَثِيماً گناه كارى كه مستغرق باشد در گناه خود و اين اشاره است بر اصرار طعمه در خيانت و توغل او در اثم و خيانت و بدانكه اين آيه دلالت نميكند بر آنكه از رسول (ص) چيزى سانح شده باشد كه شايسته او نباشد چه قوله وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً و قوله وَ لا تُجادِلْ دال نيست بر آنكه آن حضرت اظهار خصومت و جدال كرده باشد چه بسيار است كه نهى متوجه ميشود بكسى كه از او منهى عنه صادر نشده باشد بجهت مبالغه و الحاح در آن و قوله استغفر اللَّه نيز دلالت نميكند بر آنكه گناهى از آن حضرت صادر شده باشد كه شايسته او نباشد چه استغفار مختص بمذنب نيست بلكه گاهست كه بر وجه هضم نفس و توجه تام بمولى ميباشد و يا بجهت مزيت مثوبت زيرا كه استغفار طاعتى است مستقل و موجب ثواب نه نزع اسقاط عذاب و ادله عقليه داله بر عصمت انبيا از صغاير و كباير مصدق اين است و در مجمع آورده كه خطاب اگر چه ظاهرا بحضرت رسالتست (ص) ليكن مراد تأديب امت مرحومه است بر آنكه مبادرت نكنند بخصام و دفاع از قبل خصام مگر بعد از تبين وجه حق در آن زيرا كه آن حضرت از جميع معاصى معرا و مبرا است و يا آنكه عتاب بآن حضرت باشد بر قصد مجادله براى خصم بر فعل آن ازو و قصدى كه بعد از ظن غالب شود بجهت امارات ظاهره چون شهادت شهود و غيرها مستلزم اثم نيست و بدانكه وجه اتصال اين آيه بماقبل تعقيب ذكر منافقين و كافرين است بذكر خائنين و امر باجتناب از حمايت ايشان و يا تعقيب احكام و شرايع در اين سوره به آنكه جميع آن بحق منزل گشته و از تتمه قصه مذكوره است اينكه ميفرمايد كه يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ پنهان ميكنند خيانت را از مردمان بجهت حيا و خوف وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ و پنهان نميدارند از خدا كه احق است بر آنكه استخفا كنند از او بر وجه خوف وَ هُوَ مَعَهُمْ و حال آنكه خدا با ايشان است و اسرار ضماير ايشان بر او پنهان نيست پس او سزاوارتر است كه از او شرم دارند و باز پوشيدن خيانت از او بترك آن است چه در استتار شيء از او طريقى ديگر نيست باو مگر ترك آنچه استقباح