تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٩ - سوره النساء(٤) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
بين الفريقين و مختص بشما نيست و مع ذلك شما اميدواريد از خدا باظهار دين اسلام و استحقاق ثواب كه عدو شما اميد باين ندارند پس سزاوار آن است كه رغبت شما از ايشان بيشتر باشد در حرب و صبر شما بر آن اكثر وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا عَلِيماً دانا بضماير و اعمال شما حَكِيماً محكم كار در امر و نهى و جز بر وفق حكمت امر نميكند و نهى نمينمايد پس مطيع اوامر و نواهى او شويد و تفصيل اين در سوره آل عمران مذكور شد آوردهاند كه طعمة بن ابيرق سه پسر داشت بشر و بشير و مبشر و بشر مكنى بود بابا طمعه و اينها از بنى ظفر بودند شبى طعمه نقب در خانه قتادة بن نعمان زد و زرهى كه در انبان آرد پنهان كرده بودند دزديد قضا را انبان شكافى داشته بود همه راه آرد ميريخت تا بخانه طعمه و طعمه آن را بخانه يهودى كه زيد بن السمين ميگفتند برده بطريق وديعت بدو سپرد بامداد قتاده بر اثر دقيق بخانه او رفت و بعد از طلب درع بدروغ سوگند ياد كرد كه اين كار نكرده و از او خبر ندارم قتاده بر همان سمت كه طعمه بخانه زيد يهودى رفته بود پى برد و وى را بخيانت بگرفت زيد گفت دوش طعمه زرهى در انبان بود بوديعه بمن داد و جمعى بر آن گواهى دادند قتاده صورت حال بمحكمه عليه نبويه دفع كرد و بنى ظفر كه قوم طعمه بودند از خوف رسوايى او نخواستند كه طعمه تهمت زده شود و يهود پاكدامن بيرون آيد آغاز جدال و خصومت كردند و بر برائة ساحت طعمه گواهى دادند و گفتند يا رسول اللَّه (ص) از جانب صاحب ما مجادله كن تا خيانت و فضيحت مسلمانان و برائت ساحت يهود لازم نيايد و رأى حضرت رسالت (ص) نيز بر آن بود كه خيانت بر يهود ثابت گردد و مسلمانان از آن خيانت مبرا باشند پس بجهت حسن ظنى كه آن حضرت را بمسلمانان بود و شهادت شهود براى او خواست كه قصد عتاب يهودى كند از حضرت رب الارباب خبر رسيد كه إِنَّا أَنْزَلْنا بدرستى كه ما فرو فرستاديم إِلَيْكَ الْكِتابَ بسوى تو قرآن را بِالْحَقِ در حالتى كه ملتبس است براستى و حكم درست لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ تا حكم كنى ميان مردمان بِما أَراكَ اللَّهُ بآنچه شناسا گردانيده است خداى تعالى ترا و بآن وحى كرده بتو ارائه از رؤيتى است كه بمعنى معرفت است نه بمعنى علم و اگر نه مستدعى سه مفعول ميبود وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ و مباش براى خيانت كنندگان و ذب خيانت از ايشان خَصِيماً دشمن بآنكس كه بىگناهست و در مقام دفع خيانت مباش از خائن و اظهار براءة او وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ و آمرزش خواه از خدا يعنى بالكليه توجه باو سبحانه كن و توفيق ازو طلب در جميع امور إِنَّ اللَّهَ كانَ بدرستى كه خدا هست غَفُوراً آمرزنده و دفع كننده درجه كسى كه آمرزش