تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠١ - سوره النساء(٤) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
در واجب و ندب و مباح و قصر صلاة از قصور مأخوذ است بمعنى نقص و آن گاهست كه در كيفيت نماز است و يا در كميت آن و فتنه بمعنى قتل است نزد بعضى و اصح آنست كه بمعنى تعرض است بمكروه چون اين مقرر شد بدانكه در اين مقام چند فايده است اول قصر صلاة جايز است اجماعا و نزد شافعى رخصت است لقوله تعالى فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ پس قصر نزد او مخير است لكن قصر پيش او افضل است از اتمام و مزنى كه از اصحاب او است گفته كه اتمام افضل است و نزد مالك و ابو حنيفه و اصحاب ما قصر عزيمت است و اين مرويست از امير المؤمنين عليه السلام و اهل البيت اطهار او صلوات اللَّه عليهم و از ابن عباس و جابر و ابن عمرو غيرهم و نفى جناح منافى وجوب نيست چه آن را در وجوب نيز استعمال ميكنند كما فى قوله تعالى إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ الى قوله فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما و حال آنكه طواف صفا و مروه بانفاق امت واجب است و ديگر آنكه از يعلى بن اميه مرويست كه از عمر سؤال كردند كه (ما بالنا نقصر و قد أمنا) چيست ما را كه در نماز تقصير ميكنيم و حال آنكه ايمنيم در جواب گفت (عجبت مما عجبت منه) من نيز متعجب بودم از آنچه شما تعجب ميكنيد از آن پس آن را از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم فرمود
تلك صدقه تصدق اللَّه بها عليكم فاقبلوا صدقتان
صدقهايست كه حقتعالى تصدق فرموده پس قبول كنيد صدقه او سبحانه را و امر از براى وجوبست و ديگر در روايات متواتره صحيحه از اهل بيت عليهم السلام و غير ايشان در باب وجوب قصر صلاة در سفر وارد شده دويم ظاهر آيه دلالت ميكند بر آنكه قصر مشروط است بخوف و حال آنكه نه چنين است بلكه خوف در مخرج اغلب است بدليل حديث عمرو روايت ديگر كه مذكور شد و اجماع اهل البيت و تحقيق مذهب در اين مقام آنست كه سفر و خوف بمجموعهما شرط تقصير نيستند باجماع بلكه هر يك از آن علت تامهاند در تقصير و ديگر آنكه پيغمبر (ص) نماز را قصر فرمود در سفر با زوال خوف و هر گاه على الجمع شرط تقصير نباشند پس يا آنست كه احدهما شرط ديگر است بدون عكس و اين باطل است اما اولا بجهت استلزام ترجيح بلا مرجح و اما ثانيا بجهت آنكه اشتراط سفر بخوف باطل است باجماع مذكور و نص و عكس آنكه اشتراط خوفست بسفر نيز باطل است زيرا كه خوف مطلقا سبب قصر است و ديگر آنكه سبب تام محالست كه شرط باشد در سببيت ديگر و چون اين باطل شد پس باقى نماند مگر آنكه هر يك از سفر و خوف سبب تام باشند در وجوب قصر و دليل ديگر روايت صحيحه است از باقر عليه السّلام كه از آن حضرت پرسيدند كه صلاة خوف و صلاة سفر را قصر ميبايد كرد فرمود
نعم و صلاة الخوف احق ان تقصر من صلاة السفر الذى لا فيه خوف بانفراد
آرى قصر مىبايد كرد و صلاة خوف سزاوارتر است كه قصر كنند از صلاة سفرى كه در