تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٩ - سوره النساء(٤) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
شدند ايشان قلب لشگر اسلام بدريدند و گفتند غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ مغرور ساخته است ايشان را دين ايشان و همه در بدر كشته شدند و فرشتگان نيز بر پشت و روى ايشان ميزدند و ميگفتند كه ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ و قوله إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ استثناى منقطع است بجهت عدم دخول ايشان در موصول يعنى ليكن كسانى كه بحسب واقع ضعيف و عاجزند مِنَ الرِّجالِ از مردان وَ النِّساءِ و زنان وَ الْوِلْدانِ و صبيان لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً كه استطاعت و توانايى ندارند بر چاره سازى وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا و نميشناسند راه مدينه را و طريق بيرون آمدن را در انوار گفته كه ذكر ولدان اگر مراد بآن مماليكند ظاهر است و اگر صبيانند جهت مبالغه است در امر هجرت و اشعار بر آنكه ايشان بر صدد وجوب هجرتند و محيصى از آن ندارند بحيثيتى كه ولدان ايشان چون بالغ شوند و قادر گردند بر هجرت ناچار است ايشان را هجرت بلا تأخير و قوله و لا يستطيعون صفت (مستضعفين) است زيرا كه توقيتى و تعينى در آن نيست و يا حالت از ضمير (مستكن) در آن و استطاعت حيلة و جدان اسباب هجرتست و ما يتوقف عليه و اهتداى سبيل معرفت طريقة است بنفسه يا بدليل فَأُولئِكَ پس آن گروه بى- چارگان عَسَى اللَّهُ شايد خدا أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ آنكه عفو كند معذوران را وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا و هست خدا در گذرنده از معاصى غَفُوراً آمرزنده گناهان ايشان
عمرو بن دينار از عكرمه روايت كند كه در مكه بسيار كس اسلام آورده بودند و استطاعت هجرت نداشتند چون آيه تهديد ترك هجرت نازل شد و نوشته آن بمستضعفان مكه رسيد جندع بن ضمره پسران را گفت كه هر چند من پير و بيمارم اما از جمله مستضعفان نيستم كه حقتعالى استثناء ايشان نموده چه چاره رفتن مىتوانم و راه مدينه ميدانم مىترسم كه ناگاه بدست اجل درمانم و بسبب ترك هجرت ايمان من خلل پذير گردد مرا بر همين سرير كه خفتهام بيرون بريد فرزندان اشاره پدر را منقاد شده استعداد راه مهيا كردند و بمنزل تنعيم نزول نموده اثر موت بر جندع ظاهر شد دست راست خود را بر دست چپ نهاد و گفت اللهم هذه لك خدايا اين دست از آن تو است هذه لرسولك و ايندست ديگر از آن رسول تو (ابا يعنك على ما بايع عليه رسولك) بيعت ميكنم ترا بر آنچه بيعت كرده است رسول تو با تو اين بگفت و درگذشت خبر او بمدينه رسيد بعضى اصحاب گفتند كه اگر بمدينه رسيدى اسلام او كاملتر و مزد او شاملتر بودى چه با وجود ايمان مزد مهاجران يافتى حق تعالى اين آيه فرستاد كه وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ و هر كه هجرت كند در راه طاعت خدا يَجِدْ فِي الْأَرْضِ بايد در زمين مُراغَماً كَثِيراً موضع تحول بسيار يعنى آرامگاهها