تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٩٠ - سوره النساء(٤) آيات ٩٠ تا ٩٩
بكشد مؤمنى را بخطا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ پس بر اوست آزاد كردن بنده گرونده يعنى محكوم بايمان و اگر چه صغير باشد و تحرير بمعنى اعتقا است و حر عتيق به معنى كريم است زيرا كه كرم در احرار است هم چنان كه لوم در عبيد و منه (عتاق الخيل و عتاق الطير لكرامها و حر الوجه اكرم موضع منه) و رقبه عبارت است از نسمه هم چنان كه تعبير از او براس ميكنند كقولهم فلان يملك كذا رأسا من الرقيق وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ و بر اوست دية تمام ادا كرده شده إِلى أَهْلِهِ بورثه مقتول كه قسمت كنند ميان يكديگر چه ساير مواريث إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا مگر آنكه ورثه تصدق كنند بر قاتل وديت را از او عفو نمايند تسميه عفو بتصديق بجهت حث است بر عفو و تنبيه بر فضل آن و در حديث آمده كه كل معروف صدقة و جمله استثنائيه در موضع حال است از قاتل يا اهل يا ظرف و متعلق بعليه كه مقدر است در قوله فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ يا (بمسلمة) اى (يجب الدية عليه او تسلمها الى اهله الا حال تصدقهم عليه او زمانه) فَإِنْ كانَ پس اگر باشد مقتول مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ از گروهى كه دشمن شمايند يعنى از كفار وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و او مؤمن باشد فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ پس بر قاتل اوست آزاد كردن بنده مؤمن و اداء دية باهل او نشايد زيرا كه در ميان مؤمن و كافر ارث نيست وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ و اگر باشد مقتول از قومى كه بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ ميان شما و ايشان عهد و پيمانست يعنى اهل ذمه پس حكم آن حكم مسلم است در وجوب كفار و ديه كما قال فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ پس بر قاتل است ديه آزاد كرده شده إِلى أَهْلِهِ باهل آن وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ و آزاد كردن بنده مؤمن فَمَنْ لَمْ يَجِدْ پس هر كه نيابد بندهاى و قدرت نداشته باشد بر خريدن آن فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ پس بر اوست روزه دو ماه از پى يكديگر تَوْبَةً منصوبست بعليه و تقدير اينكه شرع ذلك توبة من تاب اللَّه عليه اذا قبل توبته يعنى حقتعالى اين حكم را وضع فرمود در ميان بندگان بجهة قبول شدن توبه بنده قاتل مِنَ اللَّهِ از خدا يعنى تا توبه او را قبول كند و يا منصوبست بمصدريت اى و تاب عليكم توبة يعنى پذيرفت قاتل را بحكم مذكور پذيرفتنى و يا تميز است و يا حال بحذف مضاف اى فعليه صيام شهرين ذا توبة يعنى بر اوست روزه داشتن دو ماه در حالتى كه آن دو ماه خداوند توبه است و جار و مجرور صفت توبه است يعنى قبول توبه كه از جانب خداست وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً و هست خدا دانا در حال قاتل و مقتول حَكِيماً حكم كننده در باب ديه و كفاره يا صواب كار در هر چه ميكند