تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٩ - سوره النساء(٤) آيات ٨٠ تا ٨٩
كه همه كار خود را با وى گذار وَ كَفى بِاللَّهِ و بسنده است خداى وَكِيلًا قائم بامور بندگان و متصرف در احوال ايشان و كفايت كننده مهمات متوكلان پس كفايت معره اذيت ايشان كند و از براى تو از ايشان انتقام كشد بر سبيل تقريع و توبيخ مىفرمايد كه أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ آيا تأمل نمى نمايند اين منافقان در معانى قرآن و تفكر نمىكنند در الفاظ آن تا آثار اعجاز بر ايشان ظاهر گردد كه اين كلام حق است اصل تدبر نظر است در ادبار شيء وَ لَوْ كانَ و اگر بودى اين قرآن مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ از نزديك غير خدا يعنى كلام مخلوق بود چنان كه زعم اهل كفر و نفاق است لَوَجَدُوا فِيهِ هر آينه يافتندى ارباب عقل و فهم در آن اخْتِلافاً كَثِيراً اختلاف بسيار از تناقض معنى و تفاوت نظم و فصاحت بعضى و ركاكت بعضى ديگر و صعوبت بعضى در معارضه و سهولت بعضى ديگر در آن و مطابقه برخى از اخبار مستقبله آن دون بعضى ديگر و موافقت بعضى احكام آن با عقل دون بعضى ديگر زيرا كه بحسب استقراء و تتبع كلام بشر خالى از خلل نيست خواه بحسب لفظ و خواه از روى معنى و در مجمع آورده كه در اين كلام چند قولست اول آنكه معنى آنست كه هر آينه يافتندى در او اختلاف و تناقض از جهت حق و باطل و اين از قتاده مرويست دويم اختلاف در اخبار و اين قول زجاج است سيم بر وجه بلاغت و عدم آن و اين از ابى على منقول است چهارم تناقض بسيار چه كلام بشر در حينى كه بطول انجاميد خالى از تناقض در معانى و اختلاف در لفظ نيست و همه اين از قرآن مستنفى است كما قال جلت عظمته لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ و اين قول از ابن عباس است و ديگر آنكه در اين آيه دلالت است بر معانى كثيره يكى بطلان تقليد و صحت استدلال در اصول دين زيرا كه حق تعالى مردمان را به تدبر و تفكر خوانده و حث ايشان فرموده بر آن دويم فساد قول حشويه و غيرهم كه ميگويند قرآن مفهوم المعنى نيست مگر بتفسير رسول اللَّه زيرا كه او سبحانه حث بندگان فرموده بر تدبر در آن تا آن را بدانند و صحت آن را بشناسند سيم آنكه اگر قرآن از مخلوق ميبود نه از جانب خدا بر وزن كلام عباد بودى و اختلاف در آن بودى چهارم كلام متناقض از فعل حقتعالى نيست چه اگر فعل او بودى پس از نزد او بودى نه از غير او و اختلاف در كلام از سه نوع است اختلاف تناقض و اختلاف تفاوت و اختلاف تلاوت اما اختلاف تناقض معلوم السبب است و اما اختلاف تفاوت در حسن و قبح و خطا و ثواب است و مانند آن از آنچه حكمت داعى آن باشد و يا صارف از آن و اين جنس اختلاف در قرآن يافت نميشود مانند اختلاف تناقض و اما اختلاف تلاوت آن است كه متلايم باشد در حسن چون اختلاف