تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٤ - سوره النساء(٤) آيات ٧٠ تا ٧٩
آرزوى كارزار مىكردند چون دانستند كه بغزاء بدر مأمور شدهاند اظهار كراهت كردند و ضعف در جبين ظاهر ساختند حق تعالى اين آيه فرستاد كه أَ لَمْ تَرَ آيا نظر نكردى إِلَى الَّذِينَ بسوى آنان كه قِيلَ لَهُمْ گفته شد مر ايشان را كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ باز داريد دستهاى خود را از كارزار كفار تا فرمان الهى در رسد وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و بپا داريد نماز را با شرايط و اركان وَ آتُوا الزَّكاةَ و بدهيد زكاة را بمستحقان فَلَمَّا كُتِبَ پس آن هنگام كه بمدينه آمدند و نوشته شد يعنى واجب گشت عَلَيْهِمُ الْقِتالُ بر ايشان كارزار كردن با كافران إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ آن وقت گروهى از ايشان كه ضعيف الاسلام بودند يَخْشَوْنَ النَّاسَ ميترسيدند از جنگ مشركان كَخَشْيَةِ اللَّهِ چنان ترسيدنى كه بايد ترسيد از خدا أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً بلكه ترسى سختتر از آن بر حسب فرض و از حسن روايتست كه خشيت ايشان محمول بر ضعف بشريت بود نه بجهت كراهت امر خدا يعنى بالطبع از فوت و موت ترسيدند در انوار آورده كه اذا براى مفاجاتست و جواب لما است و فريق مبتدا است و منهم صفت آن و يخشون خبر آن و كخشية اللَّه از قبيل اضافه مصدر است بمفعول كه در موقع مصدر واقع شده حالست از يخشون و معنى اينكه يخشون الناس مثل اهل خشية اللَّه منه و قوله او اشد خشية عطف است بر آن اگر حال باشد و اگر مصدر بوده باشد معطوف بر آن نميتواند بود زيرا كه افعل تفضيل هر گاه ما بعد آن منصوب باشد از جنس آن نخواهد بود بلكه معطوف است بر اسْمَ اللَّهِ اى كخشية اللَّه او كخشية اشد خشية منه على الفرض مگر گاهى كه خشية را بمعنى ذات خشية تنزيل نمايند كقولهم جد جده و معنى اينكه يخشون الناس خشية مثل خشية اللَّه او خشية اشد من خشية اللَّه و در مجمع آورده كه نزد بعضى او بمعنى و او است اى و اشد خشية و گويند او اينجا بمعنى ابهام امر است بر مخاطب و وجوه مختلفه در آن در اشد قسوة كه در سورة البقره است سمت ذكر يافته وَ قالُوا و گفتند از روى جبانت و تزلزل و يا بر وجه اقتضاى طبيعت و يا بر سبيل استفهام نه انكار كه رَبَّنا اى پروردگار ما لِمَ كَتَبْتَ براى چه چيز واجب گردانيدى عَلَيْنَا الْقِتالَ بر ما مقاتله كفار را لَوْ لا أَخَّرْتَنا چرا مرا را باز نگذاشتى ايمن و فارغ إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ تا باجلى كه نزديك است بهمه كس و كاشفى در تفسير خود آورده كه اگر اين سؤال از منافقان صادر شده چندان عجيب نيست و اگر از