تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٤ - سوره النساء(٤) آيات ٦٠ تا ٦٩
علم پس كان توابا حال خواهد بود و رحيما بدل آن يا حال از ضميرى كه در توابا است و عدول از خطاب بغيبت در قوله وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ بجهت تفخيم است بشأن آن حضرت و تنبيه بر آنكه از حق رسول آنست كه قبول اعتذار تايب نمايد و اگر چه جرم او عظيم باشد و شفاعت او نمايد زيرا كه منصب رسول شفاعت است در كباير ذنوب امت و تو به منافق گرويدن است بوحدانيت خدا و رسول او و مرافعه بحضرت او و امتثال حكم او حسن بصرى گويد اين آيه درباره دوازده مرد منافق آمد كه با يكديگر بر نفاق اتفاق كرده بودند حقتعالى رسول خود را از آن اخبار فرمود رسول (ص) مجمعى ساخت و همه را حاضر گردانيد و فرمود كه از شما دوازده كس بر نفاق اتفاق كردهايد اگر برخيزيد و استغفار كنيد من براى شما شفاعت كنم هر چند رسول (ص) اين كلام را اعاده ميكرد هيچ كس از ايشان برنميخاست پس آن حضرت هر يك از آن دوازده را بنام و نسب مذكور ساخت و ايشان را در ميان مردمان رسوا گردانيد گفتند يا رسول اللَّه (ص) براى ما استغفار كن حقتعالى اين آيه فرستاد رسول فرمود اگر اول بار طلب غفران كردندى شما را بيامرزيدى و چون چنين نكرديد اكنون شما را بنزديك خدا و رسول راه نيست پس بفرمود تا ايشان را از مجلس بيرون كردند و ديگر بار ايشان را بنزديك خود راه نداد و در خبر است كه امير المؤمنين (ع) فرمود كه چون رسول خدا را دفن كرديم و سه روز از اينصورت برآمد اعرابى بر سر قبر رسول آمد و ميگريست و خاك بر سر ميريخت و ميگفت يا رسول اللَّه (ص) آنچه گفتى شنيديم و گرويديم و آنچه از جانب خدا بما آمد بواجبى فرا نگرفتيم و حقتعالى در كتاب عزيز خود گفته وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ يا رسول اللَّه بر خود ظلم كردهام آمدهام تا از براى من استغفار كنى و از قبر آواز آمد كه (قد غفرت لك) بيامرزيدند ترا اى گوينده اينكلمات و در آيه دلالت است بر بطلان مذهب مجبر كه قائلند بآنكه حقتعالى مريد آنست كه قومى عصيان امر انبياى او كنند و گروهى اطاعت امر ايشان كنند و نيز دلالت ميكند بر آنكه مرتكب كبيره را واجب است كه استغفار كند چه حقتعالى لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً را بر آن تعليق فرموده و نيز دالست بر آنكه مجرد استغفار كافى نيست با اصرار بر معصية زيرا كه تا ايشان توبه نكردند كه آن عبارت است از ندامت بر ماضى و عزم بر عدم اتيان بر آن در مستقبل رسول (ص) براى ايشان استغفار نكرد و بعد از آن بيان ميفرمايد كه تحقق ايمان منوطست بالتزام حكم رسول و رضا بآن بقوله فَلا وَ رَبِّكَ پس البته سوگند ميخورم بحق پروردگار تو كه لا يُؤْمِنُونَ ايمان نخواهند آورد ايمان حقيقى حَتَّى يُحَكِّمُوكَ تا وقتى كه حكم سازند ترا فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ در آنچه اختلاف افتد و مختلط شود ميان ايشان و تو حكم كنى اصل شجر اختلافست (و منه الشجر