تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦١ - سوره النساء(٤) آيات ٦٠ تا ٦٩
فرط طغيان او است و يا بجهت تشبيه او بشيطان در فرط طغيان و يا بسبب آنكه تحاكم او تحاكم است بشيطان از جهت آنكه شيطان حامل او است كما قال وَ قَدْ أُمِرُوا حالست از ضمير يريدون يعنى اراده مىنمايند كه تحاكم نمايند بطاغوت و حال آنكه مامور بودند مدعيان ايمان و همه مكلفان نيز مامور بودند أَنْ يَكْفُرُوا بآنكه نگروند بحكم طاغوت كما قال فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ و ميخواهد ديو دور شده از رحمت يا سر كشيده از خدمت يعنى ابليس أَنْ يُضِلَّهُمْ آنكه گمراه گرداند ايشان را كه مايل طاغوتند ضَلالًا بَعِيداً گمراهى دور كه هرگز از آن با راه راست نيايند و رجوع نتوانند كرد و از حسن بصرى نقل است كه مراد از آيه منافقانند كه بحكومت نزد بتان مىرفتند و طاغوت بت است و سدى گفته كه طاغوت ابو برده كاهن است كه منافقى را با جهودى حكومت افتاد جهود گفت بنزديك محمد (ص) ميرويم منافق گفت بنزديك ابو برده رويم امير المؤمنين عليه السّلام فرموده كه
كل حاكم بغير قولنا اهل البيت فهو طاغوت
هر حاكم كه نه بر گفتار ما كه اهل البيتيم حكم كند او طاغوتست پس اين آيه تلاوت فرمود كه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ تا آخر و بعد از آن گفت بخدا سوگند كه امت بحكومت نزد طاغوت شدند و گمراه گردانيد ايشان را شيطان بجهت آن و از اين امت نجات نيافتند الا ما و شيعه ما و غير ايشان هلاك شدند و در حديث
مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق
تصريح است باين و در مجمع از باقر و صادق عليهما السلام روايت كرده كه
ان المعنى به كل من يتحاكم اليه ممن يحكم بغير الحق
يعنى مراد بطاغوت هر كسى است كه محكمه باو كنند و او بغير حق حكم كند و بخلاف حق حكم نمايد و آيه دليلست بر بطلان قول مجيره چه نسبت اضلال بشيطان داده پس اگر ضلالت ايشان از خدا ميبود مستند بشيطان نمىشد وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ و چون گويند منافقان را در وقت تحاكم تَعالَوْا بيائيد إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ بحكمى كه خدا فرستاده است در كتاب خود وَ إِلَى الرَّسُولِ و بحكمى كه پيغمبر او ميكند رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ مىبينى منافقان را يَصُدُّونَ عَنْكَ در حالتى كه از روى عناد اعراض ميكنند از تو صُدُوداً اعراض كردنى از روى فرط عداوت صدود مصدر است يا اسم مصدرى كه صد است و فرق ميان صدود و صد آنست كه صدود غير محسوس است و صد محسوس و يصدون در موضع حالست فَكَيْفَ