تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٨ - سوره النساء(٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
گفته روز صفين امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را ديدم در ميان دو صف ايستاده بود و نيزه در دست مى گردانيد و اين آيه مىخواند كه إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى نگاه كردم عبد اللَّه عباس را ديدم كه مىآمد و اسيرى از لشگرگاه معاويه مىآورد چون نزديك امير المؤمنين عليه السّلام آمد از او پرسيد چه كسى گفت مردى ام از اهل شام فرمود
قتلكم اللَّه اتباع كل ناعق
خدا شما را بكشاد اى پيروان هر حيوان آواز كننده پس فرمود برو و پسر هند را بگو
أ تباهيني و انا الذى لم او من بعد كفر و لم اعلم بعد جهل و لم احكم بحكم رجعت عنه و انا قاتل اشياخك ببدر و مفرق قومك باحد الى كم تواجهوننا بنى هاشم برايتكم التي تولى اللَّه نكسها كما نكس يوم بدر و لقد علمتم ان اللَّه اوجب عليكم طاعتى و نفذكم متابعة امرى لانى اهل للمتابعة مستحق للاطاعة لقلعى باب خيبر اذ عجزتم و ثباتى يوم احد اذ فررتم و تسليمى يوم الغار اذ ابيتم و اجابتى للمسائل اذ جهلتم
يعنى پسر هند را اعلام كن كه آيا با من مباهات ميكنى و حال آنكه من آن كسم كه ايمان نياوردم پس از كفر و ندانستم پس از جهل و حكمى نكردم كه از آن برگشته باشم و من كشنده پدران توام در بدر و پراكنده كننده قوم توام در احد تا چند رايت را بروى ما كه بنى هاشميم متوجه سازى خدا آن را نگون سار سازد هم چنان كه روز بدر منكوس و نگونسار ساخت و شما ميدانيد كه حق تعالى طاعت مرا بر شما فرض گردانيده و بر شما حكم كرده بمتابعت من بجهت آنكه من از اهل بيت متابعتم و مستحق اطاعتم زيرا كه در خيبر را كندم وقتى كه شما از آن عاجز بوديد و در روز احد ثبات ورزيدم وقتى كه شما گريختيد و در شب غار جان را فداى سيد مختار كردم در آن حال كه شما ابا كرديد و جواب مسائل مشكله گفتم در حينى كه شما از آن جاهل بوديد و نميدانستيد و نيز در رساله حدايق اليقين در فضايل امير المؤمنين آورده كه از جابر بن سمره روايت است كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدم كه
من اولى الامر الذين قرن اللَّه طاعتهم بطاعته قال هم خلفائى يا جابر و ائمة المسلمين بعدى اولهم على بن ابى طالب
جابر بن سمره گويد كه چون اين آيه نازل شد من از رسول خدا پرسيدم كه يا رسول اللَّه اولوا الامر كه خداى عز و جل طاعت خود را بطاعت ايشان مقرون ساخته چه كسانند فرمود يا جابر اولوا الامر خلفاى مناند كه پيشواى خلقانند يا جابر بدانكه اول ايشان على بن ابى طالب عليه السّلام است و عيسى بن يوسف همدانى روايت كرده از ابى الحسن بن يحيى از ابان بن ابى عباس از سليم بن قيس الهلالى از على بن ابى طالب عليه السّلام كه آن حضرت فرمود كه من از سيد انبيا شنيدم كه فرمود شريكان من آن كسانىاند كه خداى تعالى طاعت ايشان را مقرون به طاعت خود ساخته و در حق ايشان أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ تنزيل فرموده پس هر گاه در ميان شما تشاجر و تنازع واقع شود بايد كه در آن واقعه رجوع بقول خدا و رسول و اولوا الامر نمائيد و از منطوق كلام ايشان