تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩٩
پس بينهما عموم و خصوص باشد چه دين شامل اصول و فروع است و ملت مخصوص به اصول و لهذا اينجا ايثار ملت فرموده بر دين چه فروع شريعت نبوى (ص) موافق شريعت خليل نبود و تخصيص ابراهيم بجهت آنست كه عرب راغب شوند و زودتر اجابت نمايند و متابعت كنند زيرا كه جميع عرب از ذرية اويند و ديگر جلالت قدر او در قلوب ايشان مركوز بوده و همه متفق بودند كه او بر حق است قُلْ إِنَّ صَلاتِي بگو بدرستى كه نماز من وَ نُسُكِي و همه عبادت من و يا قربانى من براى حج و يا حج و عمره من و ضم صلاة باصل واجبات كه توحيد و عدلست بجهة آنست كه متضمن تعظيم و تكريم و تكبير او سبحانه است و محتوى بر تلاوت قرآن كه داعى است بر جميع انواع بر و مشتمل بر ركوع و سجود كه غايت خضوع است براى او سبحانه وَ مَحْيايَ و زندگانى من يعنى آنچه من بر آنم در زندگى وَ مَماتِي و آنچه بر آن ميميرم از ايمان و اطاعت و يا طاعات حياة و خيرات مضان به ممات چون وصيت و تدبير و يا نفس حياة و ممات لِلَّهِ مر خدايراست رَبِّ الْعالَمِينَ كه پروردگار عالميان است لا شَرِيكَ لَهُ در حالتى كه هيچ شريكى نيست مر او را يعنى خالص و خاص است براى او و غيرى را در عبادت شريك او نميگردانم مانند بت پرستان و قربانى بنام او ميكنم نه بنام غير او و در حج بوقت تلبيه ديگرى را با او ياد نميكنم بر خلاف اهل جاهليت كه ميگفتند (لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك) و گفتهاند مراد از اين كلمات تفويض خود و امور خود است بحق سبحانه يعنى هر چه ميكنم و ميگويم و دارم همه مر خدايراست و در اينكلام عاقبت فرجام تنبيه است بر آنكه بنده بايد حياة خود را صرف شهوات نكند و ممات خود را براى ورثه نگذارد وَ بِذلِكَ و باين اخلاص يا قول أُمِرْتُ مأمور شدهام وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ و من اول مسلمانانم چه اسلام هر نبى مقدم است بر اسلام امت او و در اين بيان فضل اسلام است و وجوب اتباع حضرت رسول است (ص) در اسلام و بعد از بيان اخلاص در دين امر ميفرمايد رسول را به تبيين بطلان افعال مشركان بقوله قُلْ بگو اى محمد (ص) مر اهل شرك را كه أَ غَيْرَ اللَّهِ آيا غير خداى را أَبْغِي رَبًّا طلبم پروردگارى را و در عبادت او را بوى شريك سازم مروى است كه در وقت مبالغه كفار مر آن حضرت را در رجوع با دين ايشان حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى محمد (ص) بر سبيل انكار و توبيخ و احتجاج بگو كه آيا من طلب غير او سبحانه كنم وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ و حال آنكه او است كه آفريدگار همه چيزها است پس ما سواى او مربوب