تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩٤ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
كه ببايد برخى از آيتهاى پروردگار تو كه مذكور شد لا يَنْفَعُ نَفْساً سود نكند هيچ نفسى إِيمانُها ايمان آن و قوله لَمْ تَكُنْ صفت نفس است يعنى آن نفسى كه نبوده است آمَنَتْ كه ايمان آورده باشد مِنْ قَبْلُ پيش از اين و ايمان آورد امروز أَوْ كَسَبَتْ يا نبوده كه كسب كرده باشد فِي إِيمانِها خَيْراً در ايمان خود نكويى كه آن عمل پسنديده باشد يعنى آن هنگام ايمان نفع ندهد هيچ نفسى را كه تقديم ايمان بر آن نكرده باشد و كاسب خير نبوده باشد در آن اين دليل كسى است كه ايمان را مجرد از اعمال اعتبار نميكند و آنكه ايمان را بىعمل معتبر ميداند تخصيص ميكند اين حكم را بر اين روز و بعضى گويند كه مراد از خير اخلاص است يعنى چنانچه ايمان كافر در اين روز سود نكند ايمان بىاخلاص يعنى ايمان منافق نيز سودمند نباشد و حسن بصرى گفته كه هر كه پيش از طلوع آفتاب از مغرب ايمان داشته اما امرها را فرو گذاشته باشد و خبر ناكرده كرده باشد چون اين آية به بيند معاينه و آن گاه خيرى كند آن خير پذيرفته نباشد چه ايمان و فعل خبر در اين هنگام بر سبيل الجا خواهد بود نه بر وجه اختيار و در معالم آورده كه در آن روز ايمان كافر و توبه فاسق مقبول نيست و مؤيد اين قولست آنچه در حديث آمده كه توبه منقطع نشود تا وقتى كه آفتاب از مغرب طلوع نكند و در آن وقت هيچكس نباشد مگر كه ايمان آرد لكن ايمان او سودى ندهد قُلِ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله بمعاندان قريش كه انْتَظِرُوا انتظار بريد اين سه آيات را إِنَّا مُنْتَظِرُونَ كه ما نيز منتظر اين سه علاماتيم و چون ظاهر گردد فوز ما را باشد و ويل شما را پس واى بر حال شما و خوشا حال ما از حذيفه و براء بن عازب نقل است كه گفتند كه ما ذكر قيامت ميكرديم كه ناگاه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله در گذار آمد فرمود چه مىگوييد گفتيم ذكر ساعت قيامت ميكنيم فرمود كه
انها لا تقوم حتى تروا قبلها عشر آيات الدخان و دابة الارض و خسفا بالمغرب و خسفا بالمشرق و خسفا بجزيرة العرب و الدجال و طلوع الشمس من مغربها و يأجوج و ماجوج و نزول عيسى و نارا تخرج من عدن
و نيز از آن حضرت نقل است كه بشتابيد بعمل صالح پيش از آنكه بشما چيزى رسد يكى طلوع آفتاب از مغرب دويم خروج دابة الارض سيم دجال چهارم وقوع موت بشما يعنى وبا و طاعون پنجم قيامت كه هول آن بهمه كس رسد از ابن عباس روايت است كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود كه هر شب كه آفتاب فرو ميرود حقتعالى آن را بآسمان هفتم ميبرد و چون وقت طلوع آن نزديك ميشود آن را از آنجا بمطلع خودش مىآورد و طالع ميگردد تا وقتى كه مقدر شده براى قبول توبه بندگان و چون آن وقت بنهايت رسد هيچ توبه قبول نباشد و آن وقتى باشد كه معاصى در زمين بسيار گردد و معروف منكر شود و هيچ كس بمعروف امر نكند و از