تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٩٣ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
آياتِنا روى گردانيدند از آيتهاى ما و يا منع مردمان كردند از آن سُوءَ الْعَذابِ شدة و سختى عذاب را و يا عذابى كه بدترين عذابها باشد بِما كانُوا يَصْدِفُونَ بسبب آنكه بودند كه اعراض مىكردند از قرآن و يا اضلال مردمان مينمودند در اتباع آن اين آيه دليل است بر آنكه قرآن لطف است مر مكلفان را چه اگر منزل نميشد ايشان را حجت مىبود بر او سبحانه و هر گاه كه در منع لطف عذر باشد و حجت بود مر مكلفان را پس منع قدرت و خلق كفر اولى باشد باين بعد از آن تهديد و وعيد مشركان مينمايد كه معرضاند از قرآن با وجود وضوح دلالت آن بر حقيقت آن و ميفرمايد هَلْ يَنْظُرُونَ آيا انتظار ميبرند اهل مكه همزه استفهام در مقام نهى است يعنى چون كه ما آنچه از اسباب لطف بود بعد از قدرت و استطاعت و تمكين و نصب ادله و ازاحه علت بايشان داديم و ايشان منقاد نشدند پس منتظر نيستند بعد از تكذيب قرآن و پيغمبر (ص) إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ مگر آن كه بيايند فرشتگان بايشان بقبض ارواح ايشان و يا فرود آيند ملائكه عذاب بديشان اهل مكه اگر چه منتظر اين نبودند اما چون كه حال ايشان مشابه حال منتظران عذاب بود از اين جهت تشبيه ايشان نمود بكسانى كه منتظر ملائكه موت و ملائكه عذاب باشند أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ يا آن كه بيايد امر محالى بر ايشان كه آن آمدن پروردگار تو باشد بايشان و يا بيايد امر خداى تو بعذاب خسف يا قتل يا همه آيات او كه آن آيات قيامت و هلاك كليست و آيات قيامت بسيار است و از جمله وقايع عظايم آن خروج دجال است و دابة الارض و خسف و نزول عيسى و ظهور مهدى عليهما السلام و پديد آمدن يأجوج و مأجوج و طلوع آفتاب از مغرب يعنى همه اين آيتهاى پروردگار تو بيايد أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ يا بيايد بعضى از آيتهاى پروردگار تو كه بقول اكثر مفسرين طلوع شمس است از مغرب و شبى كه صبحش آفتاب از مغرب برآيد دراز باشد و درازى آن را متهجدان و اهل اوراد يابند كه چون از اوراد فارغ شوند انتظار صبح برند و صبح برنيايد در گمان افتند و ديگر باره ورد را از سر گيرند و چون تمام شود اثر صبح پديد نيايد دانند كه كار عظيم از خلوتخانه غيب بعرصه گاه شهادت آيد بتضرع و زارى و توبه و استغفار مشغول شوند تا صبح از جانب مغرب اثر كند و آفتاب از افق غربى برآيد و او را نور نبود و همه خلق مشاهده آن كنند و تفصيل اين روايت در خاتمه آيه مذكور خواهد شد و چون اين آيه عظيم ظاهر گردد غيب عين شود و عين عيان گردد و ايمان برهانى اضطرارى شود پس بسبب اين (يوم يأتي بعض ايات ربك) روزى