تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨٨ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
تأويلات آورده كه توحيد و احسان والدين را در يك سلك انتظام داده بجهت آنكه ايشان سبب قربند در وجوب تربيت و دو واسطهاند كه حقتعالى ايشان را مظهر آثار انوار صفت ايجاد و ربوبيت خود ساخته وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ و مكشيد فرزندان خود را مِنْ إِمْلاقٍ از جهت ترس درويشى و احتياج نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ ما روزى ميدهيم شما را وَ إِيَّاهُمْ و ايشان را اين منع موجب آن چيزى است كه ميكردند بجهت آن و احتجاجست بر آن يعنى چون رزق اولاد بر ما است نه بر شما چرا مرتكب امر بناحق ميشويد وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ و نزديكى مكنيد يعنى مرتكب مشويد زشتيها و ناپسنديدهها را مراد كباير ذنوبست و گفته كه فواحش زنا است و مقدمات آن از ابن عباس مرويست كه اكابر عرب پنهان از مردمان زنا كردندى و اوباش و بىباكان بآشكار بآن اقدام نمودندى حقتعالى فرمود كه گرد زنا مگرديد ما ظَهَرَ مِنْها آنچه آشكارا باشد از آن وَ ما بَطَنَ و آن چه پنهان بود اين بدل فواحش است مثل قوله ظاهر الاثم و باطنه و گفتهاند كه ما ظهر خمر است و ما بطن زنا و محققان گفتهاند كه ما ظهر فعل است و ما بطن نيت و از امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه نقل است كه ما ظهر زنا است و ما بطن دوستى مردان با زنان بر وجه مخادنه و عاشقى و معشوقى و اولى آنست كه مراد جميع گناه آشكارا و پنهان باشد وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي و مكشيد آن نفسى را كه حَرَّمَ اللَّهُ حرام گردانيده خداى كشتن آن را إِلَّا بِالْحَقِ مگر بحق كه آن قصاص است يا قتل مرتد يا رجم زانى محصن چنانچه از حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه
لا يحل دم امرء مسلم الا باحد خصال اربع كفر بعد ايمان و زنا بعد احصان و رجل عمل عمل قوم لوط و رجل قتل نفسا بغير نفس
ذلِكُمْ اين چهار نهى و يك امر وَصَّاكُمْ وصيت كرد يعنى امر نمود بِهِ بنگاه داشت آن لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ تا مگر دريابيد و بدانيد كه راه راست اينست و گويند كه تعقلون بمعنى ترشدون است چه كمال عقل عين رشد است وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ و نزديك مشويد بمال يتيم و در آن تصرف مكنيد إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ مگر بفعلى و خصلتى كه نيكوترين چيزى باشد كه در مال او مرعى بايد داشت مانند حفظ و تثمير آن يعنى آن را از تلف نگه داريد و بآن تجارت كنيد تا بيشتر شود و از آن نخوريد و بكسى نبخشيد و در خرج يتيم نيز ميانه نگهداريد حَتَّى يَبْلُغَ تا برسد يتيم أَشُدَّهُ بقوتهاى خود يعنى تا حين بلوغ كه وقت قوت و تواناييست و آن جمع شدت است