تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٩ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
آن وَ آتُوا حَقَّهُ و بدهيد حق آن ميوه را يَوْمَ حَصادِهِ در روز بريدن و درويدن زرع و نخل چيدن ميوهها امر بايتاء در روز حصاد مبالغه است در اهتمام بصدقه و عدم تأخير در اداى آن و تنبيه بآنكه بر وجوب ايتاء بادراك است نه تنقيه كاشفى آورده كه اشهر اقوال آنست كه مراد از اين صدقه است نه زكاة مفروضه چه زكاة در مدينه فرض شد و اين آيه مكى است و بعد از وجوب زكاة اين امر منسوخ شد و بعضى گفتهاند كه مراد زكاة است و آيه مدنى است و در مجمع آورده كه در اين دو قولست اول آنكه مراد زكاة عشر يا نصف عشر است و اين قول ابن عباس و محمد بن حنفيه و زيد بن مسلم و حسن و سعد بن مسيب و قتاده و ضحاك و طاوس است دويم صدقه است بمساكين بر وجه مقدور و اين مرويست از جعفر بن محمد از پدرش صلوات اللَّه عليهما و عطا و مجاهد و ابن عمرو و سعيد بن جبير و ربيع و انس بر ايناند آوردهاند كه ثابت بن قيس قريب پانصد نسل خرما تصدق كرد و هيچ از آن براى خود و عيال خود نگذاشت و بجهت اين از انفاق عيال خود عاجز شد رسول صلّى اللَّه عليه و آله او را از اين منع فرمود و گفت
ابتدأ بمن يعوله
اول ابتداء بعيال خود كن و فاضل آن را صدقه نما و حق سبحانه اين آيه فرستاد وَ لا تُسْرِفُوا و از حد درمگذريد در صدقه دادن كقوله وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ يعنى هر چه هست يك بار تصدق مكنيد يعنى از حد تجاوز مكنيد در معالم آورده كه منع صدقه مكنيد يعنى از حد تجاوز مكنيد و يا اسراف ميكنيد در اكل قبل از حصاد تا موجب بخس حق فقرا نشود و يا نفقه مكنيد از معصيت و تضييع آن مكنيد در غير موضع آن و در جميع اقوال خطاب بارباب اموالست و ميتواند بود كه خطاب بائمه باشد و معنى اينكه زياده از حق واجب از ارباب اموال مگيريد و يا خطاب بارباب و ائمه باشد يعنى بايد كه ارباب اسراف نكنند در اعطا و ائمه در اخذ قشرى فرموده كه هر چه در حظ نفس خود نفقه كنى اسرافست اگر چه يك دانه كنجد باشد و هر چه براى خدا دهى اسراف نيست اگر چه هزار خزانه باشد و مذهب اهل البيت عليهم السلام آنست كه اگر شخصى مقدار كوه ابو قبيس در راه خدا صرف كند اسراف نيست و اگر يك دانه بر وجهى صرف كند كه رضاى الهى در آن نباشد اسرافست و مرويست كه حاتم طائى را گفتند كه لا خير فى السرف جوابداد كه (لا سرف فى الخير) إِنَّهُ بدرستى كه حقتعالى لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ دوست نميدارد اسراف كنندگان را يعنى نهپسندد عمل ايشان را وَ مِنَ الْأَنْعامِ عطفست بر جنات يعنى اوست كه بيافريد از چهارپايان حَمُولَةً آنچه بردارنده اثقالست چون شتر و گاو وَ فَرْشاً و آنچه مفروش شود براى ذبح چون گوسفند و يا آنچه از