تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٢ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٣٠ تا ١٣٩
لؤلؤ بيرون ميآيد از آب تلخ نه عذب و ضحاك گفته كه از جنس جن رسل بديشان مبعوث بودهاند و جمهور بر آنند كه مراد رسل جن نذرند و ايشان رسل رسولان انساند هم چنان كه هفت نفر از جن پيغام حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله را بقوم رسانيدند كما قال اللَّه تعالى وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ و از مجاهد نيز مرويست كه (الرسل من الانس و النذر من الجن) و نزد كلبى رسل رسولان را بجن ميفرستادهاند و باتفاق امت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله بر جن و انس مبعوث بوده و در تفسير جرجانى مذكور است كه باجماع حقتعالى هيچ جنى را بجنيان برسالت نفرستاد كه وحى باو كرده باشد الا آنست كه رسل انس رسولان را بجن ميفرستادند حاصل كه حق سبحانه بر سبيل ملامت با آدميان و پريان خطاب ميكند كه نه بشما رسولان فرستادم كه از روى دعوة يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ميخواندند بر شما آياتِي آية هاى كتاب مرا وَ يُنْذِرُونَكُمْ و بيم ميكردند شما را لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا از ديدن اينروز كه قيامت است قالُوا گويند در جواب كه شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا گواهى ميدهيم بر نفسهاى خود يعنى اعتراف ميكنيم بكفر و استحقاق عذاب پس بر سبيل مذمت و مذلت ايشان ميفرمايد كه وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا و فريفته كرده بود ايشان را از زندگانى دنيا تا از بعث و نشر فراموش كردند و چون بعرصه محشر درآمدند و شدايد اهوال آن را ديدند بگناه خود معترف شدند وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ و گواهى دادند بر نفسهاى خود أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ آنكه ايشان بودند تا گرويدگان بنشأه آخرت و احوال آن در انوار آورده كه حقتعالى در اين آيه ذم كفار نموده بذكر اغترار ايشان بحياة دنيويه و لذات آن و اعراض ايشان از آخرت بالكلية تا آنكه در عاقبت مضطر شدند بر نفسهاى خود بكفر و استسلام عذاب مخلد بجهت تحذير سامعين از مثل حال ايشان و قوله عز و جل ذلِكَ خبر مبتداء محذوف است اى الامر ذلك و مشار اليه ارسال رسل است يعنى شأن و امر عظيم فرستادن رسولانست و قوله أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ تعليل حكم مذكور است بحذف حرف جر و ان مصدريه است يا مخففه از مثقله يعنى امر ما فرستادن رسولانست بجهت نبودن پروردگار تو و يا بجهت آنكه شأن اينست كه نيست پروردگار تو مُهْلِكَ الْقُرى هلاك كننده ساكنان شهرها و ديهها بِظُلْمٍ بسبب ظلمى كه كنند وَ أَهْلُها غافِلُونَ و حال آنكه اهل آن ديهها و شهرها بيخبران باشند يعنى پيغمبرى بايشان نيامده