تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٢ - سوره الأنعام(٦) آيات ٩٠ تا ٩٩
چه ملتبس بود بر شما و بر آباى شما كه اعلم از شما بودند و نظير اينست كريمه إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ و گويند كه خطاب يكسانيست كه گرويده بودند از قريش قُلِ اللَّهُ بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه خداى فرستاده است آن را كه ندانستند اين مبتدايى است محذوف الخبر اى اللَّه انزله يا فاعل فعل محذوف اى انزل اللَّه و اكثر بر آنند كه اين جواب آنست كه گفتند نفرستاده تورية را ثُمَّ ذَرْهُمْ پس دست بدار از يهود و بگذار ايشان را فِي خَوْضٍ در اباطيل و خرافات خود يَلْعَبُونَ در حالتى كه بازى ميكنند و بر تو غير از تبليغ و الزام حجت نيست صورت امر است و مراد تهديد است اى (دعهم فسيعلمون عاقبة امرهم) يعنى ايشان را با من رها كن كه گذر ايشان بر منست و سزاى ايشان بر من و عنقريب عاقبت كار خود را بدانند بدانكه ظرف صله ذرهم است با يلعبون و يلعبون حال از مفعول ذرهم و يا حال از مفعول يا فاعل يلعبون يا از ضمير خوضهم و ظرف متصل باول ابو سعيد ابو الخير در كلمه قل اللَّه ثم فرمود كه اللَّه بس و ما سوى هوس و انقطع النفس و بعضى ديگر عرفا گفتهاند كه قل اللَّه يعنى دل بسوى او دار ثم ذرهم پس غير او را فرو گذار و شبلى با بعضى از اصحاب خود گفت عليك باللّه ودع ما سواه
|
چون تفرقه دل است حاصل ز همه |
دل را بيكى سپار و بگسل ز همه |
|