تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٨ - سوره الأنعام(٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
وَ إِسْماعِيلَ و ديگر راه نموديم اسماعيل را كه پسر ابراهيم است وَ الْيَسَعَ و اليسع كه پسر اخطوب بن العجوز است وَ يُونُسَ و يونس بن متى را وَ لُوطاً و لوط كه پسر هاران پسر برادر حضرت ابراهيم است صلوات اللَّه عليهم و على جميع الانبياء و المرسلين وَ كلًّا فَضَّلْنا و همه اين پيغمبران را فضيلت داديم بنبوت عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان ايشان مراد آنست كه ما هر يك از پيغمبران را بر امت خودشان تفضيل داديم بجهت قبح تقديم مفضول بر فاضل اين دليل فضل انبياء است بر ما عداى ايشان از ملائكه و جن و انس وَ مِنْ آبائِهِمْ عطف است بر كلا يعنى تفضيل داديم بعضى از پدران ايشان را وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ و برخى از ذريه ايشان را وَ إِخْوانِهِمْ و بعضى از برادران ايشان را يعنى از ابا و ذريه و اخوان انبياء مذكوره را كه پيغمبر بودند يا اوصيا يا اوليا تفضيل داديم بر ساير مردمان كه در رتبه از ايشان فروتر بودند و در منزلت و ثواب دون ايشان و نزد بعضى وَ مِنْ آبائِهِمْ عطف است بر نوحا يعنى هدايت كرديم بعضى از ابا و زرارى و اخوان انبياء مذكور را بوسيله الطاف و توفيق خود بنا بر اين مراد از هدايت اعطاى نبوتست و علم و حكمت نه اصل ايمان چه اين مستلزم آنست كه بعضى از آباء انبياء كافر بوده باشند و اين موافق مذهب اماميه نيست وَ اجْتَبَيْناهُمْ عطف است بر فضلنا يا بهدينا يعنى برگزيديم اين پيغمبران را وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ و راه نموديم ايشان را يعنى ثابت داشتيم ايشان را براه راست كه دين حق است و گويند كه تكرار هدايت در آيه جهت بيان آن چيزيست كه هدايت كرده شدهاند بسوى آنكه دين خدايست يا معنى آنست كه ايشان را در آخرت بطريق بهشت رهنمونى كرديم ذلِكَ اين دين كه متدين بودند انبياء مذكور بآن هُدَى اللَّهِ دين خدايست كه مستلزم اهتداست در دنيا و آخرت يَهْدِي بِهِ راه مينمايد باين دين مَنْ يَشاءُ هر كه را ميخواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود كه تدين نمايند بآن در مجمع آورده كه مراد بهدايت اينجا ارشاد است بصواب نه نصب ادله كه مشترك است ميان مؤمن و كافر وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ منافى اينست يعنى به سبب آن اين بندگان را ثواب عظيم كه بهشت نعيم است كرامت فرمايد وَ لَوْ أَشْرَكُوا و اگر اين پيغمبران شرك مىآوردند بخدا بر سبيل فرض و تقدير با وجود اين همه فضل و كمال لَحَبِطَ عَنْهُمْ هر آينه باطل و نيست ميشد از ايشان ما كانُوا يَعْمَلُونَ آنچه بودند كه ميكردند يعنى ثوابى بر