تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٦ - سوره الأنعام(٦) آيات ٢٠ تا ٢٩
كند كه
اليأس احدى الراحتين
بعد از آن در بيان عناد و اصرار ايشان مىفرمايد كه وَ هُمْ و ايشان يعنى كافران يَنْهَوْنَ عَنْهُ باز مىدارند مردمان را از ايمان برسول (ص) وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ و خود دور مىشوند از او يعنى نه خود ايمان ميآورند و نه ديگرى را مىگذارند و گويند آيه درباره ابى جهلست كه در موسم حج حاضر مىشدى و بجهت قرابت حمايت آن حضرت كرده نگذاشتى كه كسى ايذا بآن حضرت رساند و تعرضى باو كند و خود از او دور ميشد و باو نمىگرويد و بدانكه بعضى از اهل خلاف در تفسير خود از عطا و مقاتل نقل كردهاند كه اين آيه در حق ابو طالب است و در اين باب حديثى و شعرى متناقض نقل كردهاند و آن اينست كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله او را فرمود كه يا عم چرا بمن ايمان نمىآورى گفت من نمىدانم كه تو رسول خدايى و در دعوت نبوت صادقى و ليكن از ملامت مردمان احتراز مىكنم و چون جمعى از قريش خواستندى تا او را برنجانند وى را در حمايت گرفتى و گفتى شعر
|
(و اللَّه لن يصلوا اليه بجمعهم |
حتى او اسد فى التراب دفينا |
|