تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٥ - سوره الأنعام(٦) آيات ١٠ تا ١٩
چه ما دام كه بصورت ملكى باشد از غايت لطافت او را نتوان ديد و لهذا فرشتگان بر صورت مردان بر ابراهيم و لوط نازل شدند و بر داود بر صورت دو مرد متخاصم خود را نمودند و جبرئيل نيز بر صورت دحية الكلبى ممثل شد و اينصورت جهت آنست كه قوت بشرى بديدن ملائكه بر صورت اصلى ايشان وفا نمىكند مگر جمعى از انبيا كه بقوت قدسى مشاهده توانند كرد پس فرشته را بصورت بشر فرستيم وَ لَلَبَسْنا و چون او را بصورت مرد گردانيم هر آينه در آن حال پوشيده گردانيم عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ بر ايشان آنچه پوشيده كردهاند امر را بر خود يا بر عوام و جهله خود چه عوام ضعفا را مىگفتند كه اگر محمد (ص) پيغمبر بودى فرشته بودى يعنى چنان كه اكنون رسالت بشر را مسلم نمىدارند در آن وقت نيز طعنه زنان خواهند گفت ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ حاصل كه اين آيه جواب ثانى است از اقتراح ايشان چه ايشان يك بار مىگفتند كه لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ و بار ديگر مىگفتند كه لو يشاء ربنا لا نزل ملائكه و قوله و للبسنا جواب شرط محذوفست اى و لو جعلناه رجلا للبسنا و اين كلام بر سبيل فرضست مثل لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا و كقوله إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ پس لازم نيايد كه حقتعالى بحسب واقع لبس مذكور كرده باشد
بعد از آن تسليه رسول (ص) مىفرمايد تا از گفتار كفار غبار ملال بر خواطر عاطر آن حضرت ننشيند و مىفرمايد كه وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ و هر آينه استهزا نموده شدند پيغمبرانى كه بودهاند مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو فَحاقَ پس احاطه نمود بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ بآنان كه سخريت كردند از رسل يعنى بكسانى كه با رسولان استهزا كردند احاطه كرد و فرو گرفت ما كانُوا بِهِ جزاى آنچه كه بودند كه بدان يَسْتَهْزِؤُنَ استهزا ميكردند و آن عذاب و نكال الهى بود كه بگرد ايشان درآمد و همه هلاك شدند مانند قوم نوح و قوم لوط و عاد و ثمود كه در دنيا مستأصل گشتند و بعذاب اخروى مؤبد بماندند و مىتواند بود كه جزا تقدير نكنيم و معنى اين باشد كه احاطه كرد ايشان را آنچه بآن استهزا مىكردند يعنى شريعه كه بجهت آن هلاك گشتند و مستأصل شدند پس بنا بر اين تسميه مسبب باشد باسم سبب و يا آنكه ما عبارت از عذاب موعود باشد يعنى عذاب كه وعده داده ميشدند و آنها بآن استهزا ميكردند احاطه ايشان كرده همه را مستأصل گردانند قُلْ بگو اگر عذابى گذشتگان را مسلم نميداريد سِيرُوا فِي الْأَرْضِ سير كنيد در زمين گاهى به يمين و گاهى بشام و بر ديار عاد و ثمود بگذريد ثُمَّ انْظُرُوا پس بنگريد بنظر عبرت كَيْفَ كانَ كه چگونه